مقدمه

جمهوري عربي مصر با جمعيت نزدیک به 80 ميليون نفر، از نظر گستردگي، موقعيت جغرافيايي، جمعيت و پيشرفت، مهم‌ترين کشور عربي به شمار مي‌آيد. مصر از نظر تاريخي از کشورهاي كهن جهان است. حکومت فراعنه در اين کشور به حدود ۶۰ سده پيش از ميلاد باز مي‌گردد. پس از آنان ايراني‌ها (پيرنيا، 1362: 478) و (طاووسي، هژبري نوبري و ولايتي، 1385: 193)، يوناني‌ها و اعراب بر اين کشور حکومت كرده‌اند. فرهنگ مصر، فرهنگ اسلاميِ پرباري است و از قديم دانشمندان و انديشمندان بسياري در معروف‌ترين دانشگاه مصر يعني دانشگاه الازهر فعاليت داشته‌اند. مصر تنها کشور عربي است که اقتصاد آن نسبت به ديگر کشورهاي عربي و ‌آفریقايي پيشرفت چشمگيري داشته است. بيشتر جمعيت مصر کشاورز هستند که در دره و يا دلتاي نيل يعني تنها مناطق قابل کشاورزي مصر زندگي مي‌کنند.

تاريخ مصر، به دلايلي چند، اين کشور را همواره مهد چالش‌ها و کانون رويدادهاي تاريخ ساز کرده است. رويدادهاي تاريخ سازي چون تمدن بزرگ پيش از اسلام، خلافت فاطميان پس از اسلام و روي کار آمدن جمال عبدالناصر در دهه معاصر، همگي مصر را به کانون جريان‌هاي نظري و عملي در تاريخ بدل کرده است. تاریخ جدید مصر با ورود اسلام به این کشور و صدور آن از دروازه مصر به سرتاسر آفریقا آغاز می‌شود. با روي کار آمدن سلسله‌هاي اموي و عباسي و تحت تعقيب قرار گرفتن اهل بيت (ع) و شيعيان آنان در حجاز و عراق، بسياري از بزرگان سادات در جست و جوي پناهگاه به مصر که دور از دسترس حاکميت مرکزي بغداد بود، مهاجرت کردند (جليلي، 1381: 68-69). بنابراين جايگاه اهل بيت (ع) در مصر از همان سده آغازين اسلام استوار شد (سايت الحوار الديني، 1387). روي کار آمدن دولت‌هاي شيعي در مصر، به ويژه فاطميان، باعث ژرف‌تر شدن جايگاه تشيع در اين کشور شد، اما اشتباهات و بي‌توجهي‌هاي فاطميان و سپس روي کار آمدن ايوبيان در مصر (ناصری طاهری، 1379: 65)  و شمال آفریقا (چلونگر، 1381: 88) باعث از ميان رفتن ميراث شيعي اين سرزمين و تعقيب و کشتار شيعيان شد (طقّوش، 1380: 34). از آن هنگام تاکنون، شيعيان مصر در تقيه بوده‌اند يا زير پرده انديشه‌هاي صوفيانه زيسته‌اند. به گزارش يک روزنامه سلفي مصري، بسياري از شيعيان مصر بر باورهاي خود باقي مانده‌اند، اما اينک يا تقيه مي‌كنند يا در ظاهر اظهار به مذهب تسنن كرده‌اند (روزنامه المحرر، 1995).

 

پرسش اصلی و فرضیه پژوهش

با توجه به زمينه‌ها و بسترهاي شيعي که در جامعه مصر وجود دارد، پرسش اصلي اين مقاله آن است که بنيادهاي ايجاد روابط فرهنگي ميان شيعيان مصر و ايران چيست و ج.اا. از چه راهي مي‌تواند رابطه‌اي پايا و استوار در منطقه – با تکيه بر بسترهاي پاياي اجتماعي ـ فرهنگي- پي‌ريزي کند. براي پاسخ به اين پرسش، پيشينه حضور شيعيان در مصر و وضعيت کنوني شيعيان مصر بررسي شده، فعالان شيعه در مصر و بزرگان اهل سنت مصر که از تشيع طرفداري کرده‌اند، معرفي شده و در طي آن زمينه‌هاي حضور ايرانيان شيعه و معرفي انقلاب اسلامي و ج.اا. به جامعه مصر نيز مورد مطالعه قرار گرفته است. فرضيه مقاله آن است که: ايجاد رابطه استوار ميان اديان و مصر در گرو شناسايي بسترهاي اجتماعي- فرهنگي و سرمايه‌گذاري چند جانبه با محوريت فرهنگ اجتماعي در جامعه مصر است.

 

پیشینه پژوهش

شيعيان مصر

در حالي كه آمار رسمي دولتي يا آمار ارائه شده از سوي منابع مستقل در مورد شمار شيعيان در دست نيست، برخي از رهبران شيعي، شمار شيعيان‌ این کشور را نزديك به نيم ميليون ذکر مي‌کنند. برخي منابع پليس شمار آنان را بيش از چند هزار نفر برآورد مي‌كنند. برخي از منابع شيعي نيز شيعيان مصر را از هفت صد هزار تا يك ميليون نفر برآورد كرده‌اند. الدريني يكي از رهبران شيعه مصري اين تعداد را 5/2 ميليون نفر دانسته است.

بيشتر شيعيان در جنوب مصر زندگي مي‌كنند. شمار زيادي از شيعيان در محله‌هاي طنطا و منصوره در دلتا يعني بخش شمالي پايتخت زندگي مي‌كنند. شيعيان در روزهاي جمعه براي برپايي نماز در مسجد حضرت زينب در وسط قاهره گرد هم مي‌آيند. در برخي از شهرهاي مصر، اقليت‌هاي بزرگي از شيعيان زندگي مي‌کنند که اسنا، ارفو، ارمنت و قفط (جنوب) از آن جمله‌اند. در اسوان بيشتر مردم شيعه هستند (رضوان طلب، 1385: 258). در مناطق كنار دريا، يعني شمال مصر، اثري از شيعيان ديده نمي‌شود شايد به اين دليل كه اعراب در ابتداي ورود به مصر در اين مناطق ساكن نشدند و هم اكنون نيز مردم اين مناطق از نژادهاي غير عرب (بربر) هستند (رايزني فرهنگي ايران در دوحه، 1375).

در جنوب مصر در منطقه «صعيد» به ويژه استانهاي «قنا» و «اسوان» گروهي از منسوبان به حضرت امام جعفر صادق (ع) به نام «جعافره» زندگي مي‌كنند. تعداد جعافره در مصر به دو ميليون نفر مي‌رسد. آنان انديشه‌هايي نزديك به شيعه دارند و با اهل سنت همزيستي برادرانه دارند (پاك آيين، 1382). در صفحات تاريخ آمده است که شهرهاي شيعه نشين منطقه صعيد بارها برضد صلاح‌الدين، مماليك و عثماني‌ها به پا خاستند.

شماري از خاندان‌هاي شيعي مصري كه اصالت ايراني و عربي دارند نيز پيوسته در تقيه به سر مي‌برند. آنان در واقعيت ذوب شده و باورهایشان قلب شده و از تشيع چيزي جز نام ندارند. يكي از اين خاندان‌هاي شيعي، خاندان بانو «راحله تحيه كاظم»، همسر جمال عبدالناصر است که هيچ دخالتي در امور سياسي شيعيان نمي‌کنند و تشيع خود را چندان آشکار نمي‌دارند (رايزني فرهنگي ايران در دوحه، 1375). نمونه ديگر، شيعياني هستند كه در برابر واقعيت موجود رويکرد منفي در پيش گرفته‌اند و يا همچون اعضاي جمعيت آل‌البيت به علت حكم دادگاه مبني بر باطل بودن حكم انحلال و مشروعيت از سرگيري فعاليت‌هايشان، از ترس برخوردهاي شديد دولت و سلفيان، سال‌هاي درازي است كه در سكوت به سر مي‌برند. اينان بيم دارند كه مبادا با دستگاه امنيتي كشور درگير شوند و اميد آن دارند كه روزي گشايشي در كارها حاصل شود. برخي از شيعيان نيز راهبردهاي ديگري برگزيده‌اند و با سلفي گري متظاهر به رهبانيت و انزوا طلبي خود را از جامعه جدا کرده‌اند و مطالعه فرهنگ گذشته به جاي مطالعات فكري معاصر را مورد اهتمام قرار داده‌اند. نبايد اين واقعيت را نيز از نظر دور داشت که بيشتر دسته‌هاي شيعي به رسوب‌هاي فكري و خيال‌هاي ذهني خود رنگ تشيع داده‌اند و با كناره گيري از واقعيت زير پوشش انديشه انتظار امام غايب (عج) خود را از امور اين دنيايي و ديني کنار کشيده‌اند (ورداني، 1382: 106).

 

فرهنگ تشيع در مصر

دين رسمي کشور مصر اسلام است و بيشتر مردم (۹۴ درصد) پيرو آن هستند. بيشتر مسلمانان مصر شافعي مذهب هستند که نزديک‌ترين مذهب اهل سنت به شيعه دوازده امامي است. درباره ويژگي‌هاي مصريان، مي‌توان گفت آنان نزديك‌ترين افراد به اهل بيت(ع) و شيعه هستند (جليلي، 1381: 82-87). از اين رو برخي مصريان را «شيعيان سني» ناميده‌اند و اين به علت احترامي است كه مردم اين كشور به اهل بيت پيامبر (ص) می گذارند (احمد، 1383: 16). محمد حسنين هيكل، روزنامه نگار معروف مصري و مشاور عبدالناصر در اين باره مي‌گويد: «شما شيعيان به علت محبتي كه به اهل بيت(ع) داريد، اسم حسن و حسين را بر اولاد خود مي‌گذاريد، ما هم همين طور هستيم، اما ما هر دو اسم را يك جا براي بچه‌هاي خود بر مي‌گزينيم؛ يعني، نام آنان را حسنين مي‌گذاريم». امام علي (ع) نيز در  نهج‌ البلاغه در عهد نامه محمد بن ابوبكر درباره مردم مصر مي‌فرمايد: «تو را براي فرمانروايي به جايي مي‌فرستم كه نزديك‌ترين افراد به من هستند. آنان اهل مصرند» (موسسه انديشه سازان نور، مجموعه اسناد مصر).

با وجود فعاليت ايوبيان براي از ميان بردن آثار و نشانگان شيعيان، ريشه‌هاي فرهنگ شيعي در مصر همچنان باقي مانده است. وجود اين آيين‌ها نشان مي‌دهد با وجود فشار، ترس و وحشت حاكم بر جامعه، روح تشيع در متن جامعه مصر پايدار مانده است. نمونه‌هايي از فرهنگ و آيين‌هاي شيعي مصر در پايين مي‌آيد:

1-       از جمله رسوم باقي مانده از تشيع در مصر، برگزاري مراسم عاشورا است. سوگواري موكب‌هاي حسيني در قاهره تا پايان دوره عثمانيان كه به شيعيان آزادي اندکي داده بودند به ويژه در محله‌اي كه «الحسين» ناميده مي‌شد، از سوي ايراني تباران به چشم مي‌خورد (به نقل از خطط توفيقيه). هرچند از آنجا که صلاح‌الدين ايوبي کوشيد مراسم سوگواري را از قالب يك مراسم سوگواري به مراسمي شادي بخش تغيير دهد، امروز مصري‌ها در بيشتر مناطق، بنا بر سنت اموي، محرم را به عنوان آغاز سال نو قمري جشن مي‌گيرند.

2-       رسم ديگر باقي مانده مربوط به شب نيمه شعبان است كه فرقه‌هاي صوفي آن را جشن مي‌گيرند.

3-       ديگري جشن آغاز سال هجري است كه از ابتكارات فاطميان است و تاكنون ادامه دارد.

4-       مراسم زادروز حضرت زينب (سلام الله عليه) و زادروز سالار شهيدان امام حسين (ع) و زادروز بانو نفيسه از نوادگان امام حسن (ع) در مصر هر ساله جشن گرفته مي‌شود.

5-       رسم فانوس گيري در ماه رمضان و بازي كودكان در اين ماه نيز از آيين‌هاي شيعي است كه از مصر به ساير سرزمين‌ها نيز راه يافته است.

6-       نام سيد از نام‌هاي رايج در مصر است كه براي احترام پيش از نام افراد نيز آورده مي‌شود.

7-       نام‌هاي علي، حسن، حسين، فاطمه، زينب، رقيه و نفيسه از شايع‌ترين نام‌ها در اين سرزمين است.

8-       مصري‌ها هنوز هم به علت حرام بودن گوشت خرگوش در مذهب تشيع آن را نمي‌‌خورند.

9-       نام‌هاي عايشه و عمر براي دشنام دادن هنوز هم در ميان عوام رايج است و برخي مردم ندانسته آن را به کار مي‌برند (رمضاني گل افزايي، 1387).

 

تاريخ معاصر روابط شيعيان خاورميانه با مصر

در سده اخير شايد مشهور‌ترين تماسِ شيعيانِ ساکن فلات ايران و بين‌النهرين با مسلمان آفریقا و مغرب عربي، سفر سيد جمال‌الدين اسدآبادي به مصر و اقامت وي در اين سرزمين بوده است. سيد جمال يکي از بنيان‌گذاران جنبش‌هاي سلفي بود و شاگردان او از جمله بنيان‌گذاران و سران اخوان المسلمين شدند (فصلنامه مطالعات آفریقا، 1386: 354).

يکي از مهمترين سفرهاي شيعيان در عصر کنوني به مصر، حضور آيت‌الله سيد جعفر آل كاشف الغطا به همراه گروهي از علماي شيعه عراق و با دعوت رسمي روحانيون الازهر در در تاريخ 13/5/1965 براي شركت در دومين كنفرانس مجمع پژوهش‌هاي اسلامي در قاهره بود. وي مورد استقبال مقامات و انديشمندان مصري قرار گرفت به طوري كه پيام او به مناسبت عاشوراي آن سال (1965) از راديو مصر پخش شد. او در پورت سعيد بر مزار شهداي مصري حاضر شد و استاندار پورت سعيد به پاس حضور شيعيان عراق در كنار نيروهاي مصري در جنگ سوم اعراب و اسرائيل، به او مدال طلا داد. او از شهرهاي مهم ديدار كرد. از سوي مقامات سياسي، رييس و مقامات علمي برجسته الازهر دعوت‌هاي گوناگوني براي او ارسال شد و با نشريات گوناگون مصري گفتگو كرد.

سيد عبدالحسين شرف‌الدين لبناني، تاثير گذارترين مسافرِ شيعي سده کنوني به شمال آفریقا بود. او که از علماي نجف بود، در سال ‌1918 به ميهن خود در جبل عامل لبنان بازگشت و در آنجا ساكن شد. سيد شرف‌الدين در دهه 1910 در مبارزه با استعمار فرانسه شرکت کرد. او درباره تشيع و تسنن مي‌گفت: «شيعه و سنى را، از روز نخست، سياست از هم دور كرد و اكنون بايد سياست (و مصالح سياسى اسلام)، آنان را كنار هم گرد آورد».[3] سيد شرف‌الدين با بزرگان اهل سنت در مصر مباحثه کرد كه دستاورد آن نگارش کتاب بسيار معروف و پر مراجعه «المراجعات» است. اين کتاب در سراسر آفریقا مورد خواست و رجوع شيعيان و علاقمندان تشيع است. کتاب المراجعات شامل 112 پرسش و پاسخ درباره مسائل گوناگون اختلافي ميان دو مذهب است. فرقه سلفي اين كتاب را محكوم كرد و اكنون در زمره كتب ممنوعه مصر قرار دارد. علامه شرف‌الدين كتاب « ابوهريره شيخ المضيره» را نيز نوشته بود که با اعتراض‌ها و پاسخ‌هاي گسترده اهل سنت روبه‌رو شد. براي نمونه، مصطفي السباعي به نوشته‌هايي که وي در نکوهش ابوهريره نوشته بود و نوشته‌هاي ديگري که در بدگويي از ابوهريره و عايشه توسط شيعيان عراق و ايران نوشته شده بود، به شدت حمله کرد (بهبهاني، 1384) و (بحراني (2)، 1384: 467).

نواب صفوي نيز در نيمه دهه 1350 خورشيدي به مصر رفت. او با استقبال گرم اخوان المسلمين روبرو شد، به طوري كه او را در زيارت بارگاه‌هاي اهل بيت همراهي كردند. نواب، جمال عبدالناصر را به علت دستگيري اعضاي اخوان به شدت مورد حمله قرار داد (خسروشاهي، 1385).

محمد جواد مغنيه كه رييس ‌القضات دادگاه‌هاي جعفري لبنان بود، نخستين بار در سال 1963 از مصر ديدن كرد. او كه از عالمان معروف در مصر و آفریقاي مسلمان است، رديه‌اي بر كتاب «الخطوط العريضه» محب‌الدين، خطيب مصريِ مخالفِ شيعيان نوشت (روزنامه المحرر، 1995). شيخ قمي نيز از علماي ايراني بود که در راستاي تقريب شيعه و سني، سفرهاي پي در پي به مصر کرد.

سيد مرتضي رضوي در دهه 1950 و 1970 م. براي گسترش اتحاد اسلامي با بزرگان و انديشوران مصري ديدار كرد كه در جريان آن، مواد كتاب «مع الرجال الفكر في قاهره» را گردآوري کرد. اين كتاب گفتگوي بي پرده‌اي درباره امور گوناگون اسلامي است كه انديشه و ديدگاه‌هاي انديشمندان اسلامي را بيان مي‌دارد. وي كتاب‌هاي زير را در مصر چاپ كرد: «تفسير شبر»، «علي و مناوئوه»، «عبدالله ابن سبا و اساطير اخري»، «المتعه و اثرها في الاصلاح الاجتماعي»، «وسائل الشيعه و المستدركاتها»، «اصل الشيعه و اصولها»، «الوضو في الكتاب و السنه و السجود علي التربه الحسينيه». سيد رضوي كتابي نمي‌نوشت مگر آنكه يكي از بزرگان مصر بر آن مقدمه نوشته باشد. «شيخ محمد عبدالمنعم خفاجي» بر كتاب «وسائل الشيعه»، دكتر «سليمان دنيا» بر كتاب «شيعه و فنون اسلام» و «شيخ احمد حسن الباقوري» بر كتاب «المختصر النافع» مقدمه نوشته است. سيد رضوي در سال 1965 در ديدار با مدير دارالكتب (كتابخانه ملي) قاهره درخواست كرد بخشي از دارالكتب به كتب شيعي اختصاص يابد. به دنبال آن، يك هيئت علمي در نجف اشرف مجموعه‌اي از كتاب‌هاي شيعي را به دارالكتب اهدا کرد (ورداني، 1382: 162-160).

سيد موسي صدر، آخرين سفر معروف شيعي به مصر را انجام داد. او مزار بزرگان شيعه را زيارت کرده، با شيوخ الازهر به بحث نشست. هم اکنون آيت‌الله محمد علي تسخيري، دبيرکل مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي، در زمينه روابط حسنه شيعيان و اهل سنت بسيار پويا است و سفرهاي پي در پي به آفریقا انجام مي‌دهد (خبرگزاري مهر، 1387). وي در اين مسافرت‌ها بارها با علماي برجسته الازهر و ساير علماي برجسته مصر و كشورهاي مسلمان آفریقايي و سران مملكتي ديدار و گفتگو کرده است.

همچنين تني چند از شيوخ الازهر و انديشمندان مصري از جمله شيخ الفهام، شيخ الشرباصي و احمد امين، سفرهاي زيادي به نجف و قم انجام داده‌اند. احمد امين به علت نگارش كتاب « فجر الاسلام» مورد نكوهش شيعيان واقع شد. از جمله شيخ جعفر كاشف الغطا در كتاب «اصل الشيعه و اصولها» سخنان امين را رد كرده است. بعدها امين گفت كه آگاهي كافي و منابع مكفي در اختيار نداشته است و افزون بر مطالعه کتب شيعي، به سرزمين‌هاي شيعيان سفر کرد. محمد حسنين هيكل نويسنده سياسي نيز در 1951 به ايران سفر كرد و با آيت‌الله كاشاني ديدار نموده، كتاب «ايران فوق بركان» را در سال 1951 نوشت. او پس از انقلاب نيز به ايران آمد و با امام خميني ديدار كرده، كتاب «مدافع آيت‌الله» را نوشت (روزنامه المحرر، 1995).

در سال 1342 خورشيدي و به دنبال قيام‌ پانزده‌ خرداد و بازداشت‌ امام‌ خميني (ره)، حوزه‌هاي‌ علميه‌ قم‌ و مشهد، نجف‌، كربلا، كاظمين‌ و حتي‌ علماي‌ لبنان‌ با صدور اعلاميه‌ها و تلگراف‌هايي‌ به‌ روحانيت‌ ايران‌، مراتب‌ اعتراض‌ خود را به‌ اين‌ رفتارهاي‌ رژيم‌ اعلام‌ کردند. پشتيباني‌ از علما و روحانيون‌ ايران‌ و ابراز بيزاري از قتل‌ عام‌ مردم‌ تنها شامل‌ روحانيت‌ شيعه‌ نشد بلكه‌ علماي‌ آگاه اهل‌ سنت‌ را هم‌ به‌ واكنش‌ واداشت. شيخ‌ محمود شلتوت‌ رييس‌ دانشگاه‌ الازهر در اعلاميه‌اي‌ در سال 1342 از همه‌ مسلمانان‌ خواست‌ از علماي‌ مجاهد ايران‌ كه‌ به‌ جرم‌ دفاع‌ از حق‌ زنداني‌ شده‌اند، پشتيباني‌ كنند. او در اين‌ اعلاميه‌، از دستگيري‌ علما و اهانت‌ به‌ آنان به‌ عنوان‌ داغ‌ ننگي‌ بر پيشاني‌ بشريت‌ نام‌ برد. در اين‌ راستا وي‌ هم‌چنين‌ تلگراف‌هايي‌ به‌ آيت‌الله‌ حكيم‌، آيت‌الله‌ ميلاني‌ و پاپ‌ فرستاد.

شيخ‌ محمود شلتوت‌ كه‌ آبشخور اين‌ گونه‌ رويدادها‌ را حكومت‌ استبدادي رژيم‌ و شخص‌ شاه‌ مي‌ديد، در تلگراف‌ شديداللحني‌ به‌ شاه‌، جايگاه‌ والاي روحانيان‌ و پيشوايان‌ دين‌ را به‌ او يادآور شد و از او خواست‌ از تجاوز به‌ حريم‌ روحانيت‌ و علماي‌ اسلام‌ كه‌ پاسداران‌ راستين‌ قوانين‌ الهي‌اند، خودداري‌ كند و بازداشت‌ شدگان‌، از علما و مردم‌ مسلمان‌ را هر چه‌ زودتر آزاد سازد. شلتوت‌ تا پايان عمر به‌ ارتباط‌ خود با علما و روحانيت‌ شيعه‌ ايران‌ و پشتيباني‌ از آنان ادامه داد (شمس‌ آبادي، 1387).

 

سازمانهاي شيعي در کشور مصر

1-       مجمع تقريب مذاهب اسلامي: 60 سال پيش، شيخ محمد شلتوت و آيت‌الله بروجردي در اقدامي مشترک، مجمع تقريب مذاهب اسلامي را تشکيل دادند. دعوت ِ جمعيت تقريب پس از 1946 در مصر آغاز شد و در راس جمعيت تقريب بين مذاهب اسلامي شيخ شلتوت و شيخ محمد تقي قمي قرار داشتند. شيخ حسن البنا بنيان گذار و رهبر اخوان المسلمين نيز آن را تاييد مي‌كرد. بنا مي‌گفت كه شيعه و سني امتي يگانه‌ هستند. اخوان المسلمين نيز با اين جمعيت همكاري داشت (آذرشب، 1383: 180).

علامه محمد تقي قمي با دليل و استدلال نزد علماي الازهر رفت و از آنان خواست تا با همکاري او جمعيت دارالتقريب را تاسيس کنند و آنان نيز دلايل او را پذيرفتند و با اين امر موافقت کردند. پس از آن، علامه محمد تقي قمي دارالتقريب مصر را بنا نهاد. از سال 1938 علامه محمد تقي قمي براي دعوت به سوي همبستگي و برادري به مصر براي ديدار محمد مصطفي مراغي که آن روز رييس الازهر بود، رفت و در نخستين ديدار دريافت که شيخ مراغي با انديشه وحدت و همبستگي موافق است (رضانژاد، 1386). علامه شيخ مصطفي عبد الرزاق و شيخ عبدالمجيد سليم را وارد تشکيلات دارالتقريب نمود و خود به صورت غير رسمي در کنار و همراه دعوت وحدت قرار گرفت. عبد المجيد سليم از «طلايه‌داران‌ تقريب‌» بود كه در اين راه بسيار كوشيد و شاگرد بزرگ او شيخ محمود شلتوت‌ خدمات بسيار به تقريب مذاهب اسلامي كرد. سليم با سيد شرف‌الدين روابط نزديكي داشت و با آيت‌الله بروجردي مكاتبه مي‌كرد (عابدي‌ ميانجي، 1386). در اين دوره ميان علماي شيعي و سني رابطه برقرار شد. شيخ عبدالمجيد سليم نامه نگاري با علماي شيعي از جمله آيت‌الله العظمي بروجردي را آغاز کرد. شيخ محمود شلتوت نيز از روزي که به دارالتقريب پيوست تا پايان عمرش در کنار دارالتقريب باقي ماند و علامه محمد تقي قمي در اين راه پا به پاي علماي بزرگ سني و شيعه در راه آشتي و دوستي ميان دو مذهب کوشيدند (سايت مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي).

پيروزي انقلاب اسلامي و توقيف مجله «رساله الاسلام» كه ازسوي جمعيت تقريب منتشر مي‌شد به توقف كامل فعاليت‌هاي جمعيت تقريب انجاميد. پس از انقلاب اسلامي، علماي الازهر نيز از تشيع ترسيدند. الازهر هر ساله كتاب‌هاي شيعي را در نمايشگاه كتاب قاهره گردآوري مي‌كند و بسياري از كتاب‌هاي شيعه را در فهرست سياه قرار داده است. از جمله اين كتاب‌ها مي‌توان به موارد زير اشاره کرد: «الشيعه و الحاكمون» مغنيه، «المراجعات» شيخ عبدالحسين شرف‌الدين، «البيان في تفسير القرآن» از آيت‌الله خويي، «تفسير الميزان» علامه طباطبايي، «نظام حقوق زن در اسلام» از شهيد مطهري و همه كتاب‌هاي امام خميني. نظرات عالماني که با شيعيان و جمعيت تقريب مخالفند به طور منظم در روزنامه‌ها و کتاب‌ها چاپ مي‌شوند. مصطفي السباعي از انديشمندان تاثير گذار مصري اعلام داشته بود که «ظاهرا علماي شيعي قصد تقريب بين مذاهب شيعه و سني را ندارند بلکه خواهان تقريب سني به شيعه هستند تا آنان را شيعه کنند» (بحراني (2)، 1384: 467).

با اين وجود، عالماني كه همچنان خواهان رفتار منصفانه با شيعه هستند، در الازهر كم نيستند. براي نمونه شادروان شيخ محمد غزالي و شيخ يوسف قرضاوي در راه تقريب گام‌هاي بلندي برداشتند (بحراني (2)، 1384: 509). غزالي[4] از شيخ قمي، شيخ مغنيه و آيت‌الله کاشاني (به علت نقش وي در ملي شدن نفت) تمجيد كرده، (بحراني (1)، 1384: ص559) آنان را دوست خود مي‌نامید.

 

2-       جمعيت آل‌البيت: «جمعيت آل‌البيت» در سال 1973 - دوران اوج مناسبات ايران پهلوي و مصر- به عنوان ‌سخنگوي اصلي شيعيان مصر در سال 1973 اعلام موجوديت كرد. در آغاز عنوان شيعه را آشکار ا نداشت و اهداف آن كمك‌هاي اجتماعي، خدمات فرهنگي، علمي و ديني بود. سيد طالب الرفاعي از علماي عراق در اين جمعيت بسيار فعال بود و به گونه‌ای رييس اين تشكيلات بود. جمعيت آل‌البيت در راستاي فعاليت‌هاي تقريب عمل مي‌كرد و مسلمانان سني هم در آن عضو بودند. چاپ و پخش كتاب‌هايي چون المراجعات، «علي (ع) الاسوه» و، «التشيع ظاهره طبيعه في اطار الدعوه الاسلاميه» حساسيت‌هاي زيادي را عليه اين جمعيت برانگيخت (ورداني، 1382: 201 -203). با پيروزي ‌انقلاب اسلامي در سال 1979 و احساس خطر شديد دولت مصر از شيعيان به يكباره دستور به توقف همه فعاليت‌هاي «جمعيت تقريب بين مذاهب» و «جمعيت آل بيت» از جانب دولت صادر شد. اين دستور، فشارهاي امنيتي شديدي بر شيعيان وارد آورد و در نهايت منجر به تعطيلي فعاليت نهادهاي شيعي از جمله جمعيت اهل بيت (ع) شد. پس از آن هيچ گروه اسلامي شيعه در مصر تشكيل نشد. همچنين در سال 1987 كه سفارت‌ ايران در مصر تعطيل شد، فشارها بر دكتر ابراهيم دسوقي شتا افزايش يافت و درسال‌1988 ميلادي نيز بر بحريني‌ها، كويتي‌ها، عراقي‌ها و ساير شيعيان با اين اتهام كه شما مي‌خواهيد «حزب‌الله» تشكيل دهيد، فشارهاي بيشتري وارد آمد (روزنامه المحرر، 1995). پس از آن، بسياري از شيعيان مصري کوشيده‌اند هر گونه ارتباط با جمهوري اسلامي را نفي کنند. براي نمونه، احمد هلال، روان پزشكي كه به مذهب تشيع گرويده، باور دارد «تا هنگامي كه دولت پشتيباني خود را از آزادي بيان اعلام مي‌دارد، شيعيان حق دارند شورايي كه نمايندگي آنان را به عهده گيرد، داشته باشند». هلال ضمن نفي هرگونه رابطه با تهران علاقه خود را به انقلاب ايران پنهان نمي‌كند و علت آن را، افزون بر پيروزي انقلاب ايران بر غرب، شايستگي اين کشور در رويارويي با غرب عنوان مي‌نمايد (روزنامه الوطن، 1375).

 

3-     شوراي عالي پشتيباني از اهل بيت (ع) از مؤسسه‌هاي شيعي مصر است كه به تازگي با دبيري محمد الدريني فعاليت‌هاي خود را از نو آغاز كرده است.

 

چارچوب نظري

الف- قدرت نرم

انقلاب اطلاعاتی با ایجاد تغییر در ماهیت قدرت، قدرت نرم را تقویت کرد. جوزف ناي به عنوان يکي از نخستين نظريه پردازان روابط بين‌الملل، موضوع «جنگ و قدرت نرم» را طرح کرد. مقاله‌هايي که وي در اين زمينه نوشته، هم اکنون مورد استناد همه کساني است که درباره جنگ نرم سخن مي‌گویند. وي مي‌گفت اگر امريکا بخواهد همچنان نیرومند باقي بماند باید به ابعاد و جزئيات قدرت نرم توجه کند ( 545-559:2002 Nye,).

قدرت نرم عبارت است از توانايي شكل دهي به ترجيهات ديگران، به عبارت ديگر جنس قدرت نرم از نوع اقناع و ماده اصلي قدرت سخت از مقوله وادار کردن داوطلبانه و اجبار ناآگاهانه سوژه‌ها است. در قدرت نرم، رهبري به صدور فرامين خلاصه نمي‌شود بلكه به جذب ديگران براي انجام آنچه شما مي‌خواهيد، معطوف شده است (سلطانی‌فر، 1385). قدرت نرم، رفتار همراه با جذابيتي است که قابل رويت اما غير محسوس است. قدرت نرم از نظر ناي و ديگران، بر خلاف قدرت سخت نه مبتني بر زور است و نه مبتني بر پول. در قدرت نرم، بر روي ذهنيت‌ها سرمايه گذاري مي‌شود و از جذابيت براي ايجاد اشتراك بين ارزشها و از الزام و تعهد همكاري براي رسيدن به همه خواست‌ها بهره گيري مي‌شود. قدرت نرم، به آن دسته از قابليت‌ها و توانايي‌هاي نهادهاي يک كشور اطلاق مي‌شود كه با به كارگيري ابزارهايي چون فرهنگ، آرمان‌ها و ارزش‌هاي اخلاقي به صورت غير مستقيم بر منافع يا رفتارهاي ديگر افراد و كشورها تاثير مي‌گذارند.

قدرت نرم و سخت به يکديگر مرتبطند، اما همسان نيستند. ساموئل هانتينگتون، اعتقاد دارد که موفقيت مادي، فرهنگ و ايدئولوژي را جذاب مي‌سازد و شک و ترديد دروني و بحران هويتي را کاهش مي‌دهد. وي در جايي ديگر مي‌نويسد «قدرت نرم تنها زماني قدرت به شمار مي‌آيد که اساس قدرت سخت باشد» (نای، 1382: 9). از نظر ناي، قدرت اقتصادي و قدرت نظامي هر دو از مظاهر «قدرت فرماندهي سخت» هستند. قدرت سخت مي‌تواند با تهديد (چماق) يا پاداش (هويج) اعمال شود. اما راه غير مستقيم و موثرتري نيز براي اعمال قدرت وجود دارد. دولت و کشوري مي‌تواند در دنياي سياست به دستاوردهاي ارزشمندي برسد که ديگر کشورها، خواسته يا ناخواسته از آن پيروي کنند، ارزش‌هايش را بپذيرند، از نهادها و ساختار آن تقليد نمايند و آرزوي رسيدن به سطوح آزادي و رفاه آن کشور را داشته باشند. بر اين مبنا، به باور ناي اصول کلي سياست بايستي به گونه‌اي طراحي شوند که ديگر دولت‌ها و جوامع را «جذب کنند» (پورحسن، 1386: 8). سلاح اقتصاد، ساختار اين برنامه کلي را تشکيل مي‌دهد، سياست سازمان دهنده به آن است و قدرت فرهنگي و تمدني، پشتوانه آن است.

آنچه ناي، به تاسي از هانتينگتون و ديگر نظريه پردازاني که فرهنگ را زيربناي روابط تمدني مي‌دانند، قدرت نرم مي‌نامد از سوي يکي ديگر از نظریه پردازان برجسته قدرت، با عنوان «نگرش راديکال به قدرت» نام گرفته است. استيون لوکس قدرت را در سه وجه هابزي، ماکياوليستي و وجه سومي که آن را نگرش راديکال مي‌نامد (کلگ، 1386)، تقسيم بندي مي‌کند. وجه هابزي، نگرشي يکسو نگرانه و يکجانبه به قدرت است. در اين نگرش، موضوعات قدرت (افراد، سازمانها و...) به دسته‌هاي دوتايي (اطاعت کننده و اطاعت شونده، حاکم و محکوم، محق و غير محق و...) تقسيم مي‌شوند. در نگرش ماکياوليستي، میان اين دسته بندي‌های دوتايي گونه‌ای گفتمان ناپيدا و نا آشکار در جريان است که اطاعت شونده و حکومت شونده را درباره مباني و لزوم اطاعت قانع مي‌کند.

وجوه سه گانه قدرت لوکس، به شکلي مختصر و مفيد به وسيله اندي گريمز چنين بيان شده است: «آنچه نگرش راديکال استفان لوکس[5] ناميده مي‌شود، درک وي از قدرت در سه بعد زير است: رفتاري (ملموس)، ساختاري (نسبتا پنهان) و ايدئولوژيک (پنهان). بعد سوم، با محدوده‌های کمتر ملموس خود، بيشترين تاثير و کنترل را بر سازمان‌ها دارد (Grimes, 4). مثال بعد سوم قدرت را در سيره عملي امام خميني (ره) مي‌توان مشاهده نمود. قدرت امام بنيادين، نا ديدني و نامشهود، مبتني بر اطاعت تام و تمام و اراده معطوف به ارزش بود.

در گفتمان سوم – نگرش راديکال استفان لوکس به قدرت- قدرت ديدني نيست؛ بنابراين نمي‌توان آن را به صورت ملموس مشاهده و حس کرد. قدرت واقعي قدرتي است که در پس پرده‌هاي پندارهاي ظاهري وجود دارد و به همين دليل قدرت واقعي مبتني بر سخت افزار نيست. قدرت نرم مبتني بر اغوا است و در زمان و مکاني وجود دارد که کسي نسبت به ساختار قدرت ترديد نکند و همين ماهيت نرم افزاري و انتزاعي، نشان دهنده قدرتي است که بر فرد اعمال شده است. در اينجا نگرش لوکس - و به تبعيت از او، استوارت کلگ- به قدرت، نگاهي فوکويي است. ميشل فوكو بر این باور بود که قدرت نرم، با گونه‌ای اجبار (غير مستقيم) كه سختينگي در درون آن نهفته و پنهان است، اعمال مي‌شود. از نظر او بيشتر اشكال قدرت، نمي‌توانند كاركرد موثر و پوياي قدرت نرم را داشته باشند. قدرت نرم نه زور است و نه پول. در قدرت نرم، بر روي ذهنيت‌ها سرمايه گذاري مي‌شود و از جذابيت براي ايجاد اشتراك میان ارزش‌ها و از الزام و وظيفه همكاري براي رسيدن به همه خواست‌ها سود مي‌جويد. قدرت نرم به آن دسته از قابليت‌ها و توانايي‌ها اطلاق مي‌شود كه با به كارگيري ابزارهایي چون فرهنگ، آرمان و يا ارزش‌های اخلاقي به صورت غير مستقيم بر منافع يا رفتارهاي ديگران اثر مي‌گذارد. قدرت در پروسه‌اي تعيين شده اعمال، اجرا و جابجا مي‌شود، اما قدرت نرم روند اجرای خود را هر چه بیش می‌رود، می‌سازد. هدف قدرت نرم تاثير گذاري بر افكار عمومي خارج و داخل كشور است (محمدي، 1387: 227-226) . قدرت کيفر دهنده و اجبار آميز که در برابر قدرت نرم قرار دارد، همان لوياتان هابز است. قدرت پاداش دهنده بر گنج و ثروت سيطره دارد و اقناع سازي بیشتر از راه تصويب نامه، قانون، دستور العمل صورت مي‌گيرد (نصری، 1383: 6).

 

ب- منابع قدرت نرم

-          اعتبار منبع اصلي قدرت نرم به شمار مي‌رود. هر روز بيش از ديروز، شهرت از اهميت بيشتري برخوردار مي‌شود و رقابت سياسي بر سر ايجاد يا از ميان بردن اعتبار صورت مي‌گيرد. جوامع عمدتا به دنبال افراد معتبر هستند و در مقابل، اعتبار کسب شده نيز موجب تقويت جامعه مي‌شود. هنگامی فرهنگ یک کشور قدرت نرم به شمار می‌آید که آن کشور دارای اعتبار مالی در عرصه بین‌المللی باشد با این حال کارایی دیپلماسی عمومی و دیپلماسی قرهنگی با اندیشه‌هایی ارزیابی می‌شود که با هزینه کردن پول دگرگون نشده باشند (نای، 1382: 14).

منابع ديگر قدرت نرم عبارتند از:

-          پیشینه تاريخي؛ مثلا اشتهار به داشتن الگوي دينداري و اصولگرايي که مقبول پيروان اديان است يا آزادي و دمکراسي که مقبول طبقات متوسط است.

-          نظام آموزشي- پژوهشي نیرومند در جامعه پذيري بهينه و ارائه الگوي مورد پسند يک جامعه به ساير جوامع نقشي اساسي دارد. براي نمونه سالانه نزديک به نيم ميليون دانشجو و دانش آموز از سراسر جهان براي تحصيل به امريکا مي‌روند و به اين ترتيب فرهنگ علمي و ارزش‌های اخلاقي امريکا يا شيوه زندگي امريکايي[6] در همه جاي زمين شناخته مي‌شود و هواداراني پيدا مي‌کند (نای، 1382: 9) و (Huntington, 2006).

-          منابع ارزشي و اخلاقي؛ قدرت نرم بر توان شکل دادن به ترجيحات و ارزش‌های ديگران استوار است. توان شکل دادن به ترجيحات و ارزش‌ها با مقوله‌های نامحسوس و ناملموس مانند جاذبه‌های شخصيتي، فرهنگي، ارزش‌ها و نهادهاي سياسي و سياست‌های جذاب که مشروع و اخلاقي تلقي مي‌گردند، مرتبط است. اگر يک کشور ارزش‌هایي ارائه نمايد که ديگران خواهان پيروي از آن باشند، براي رهبري نياز به هزينه کمتري خواهد داشت (سلیمانی پورلک، 1386: 86-84).

-          صادرات فرهنگي، سومين منبع قدرت نرم است (نای، 1382: 9).

-          ارزش‌های سياسي که در داخل و خارج از کشور مطابق با انتظارات و سليقه‌های همگان طراحي شده است و سياست‌های خارجي يک دولت، به شرطي که مشروع و اخلاقي تلقي شود (سلیمانی پورلک، 1386: 86).

-          ديپلماسي عمومي به عنوان يک سلاح نرم افزاري نقش مهمي در شکست رقبا و دشمنان امريکا پس از جنگ دوم جهاني داشته و اکنون به عنوان بخشي از راهبرد‌های چندگانه امريکا ظاهر شده و خاورميانه را هدف قرار داده است (پورحسن، 1386: 9). ديپلماسي فرهنگ پایه به معناي جنگ عقيدتي نيز به کار رفته است. مارگارت تات ويلر، از مسئولان پيشين ديپلماسي عمومي امريکا، مي‌گويد: ديپلماسي عمومي را سلاح نرم افزاري مي‌دانيم (به نقل از، پورحسن، 1386: 9).

-          نفوذ در سازمان‌های بين‌المللي به ويژه سازمان‌های اقتصادي و سياسي؛ و ارائه خط مشي‌های متناسب با منافع خود در اين سازمانها.

-          نفوذ در سازمان‌های منطقه‌ای و فرا منطقه‌ای نیرومند (نای، 1382: 11-10).

منابع قدرت نرم با طيفي از رفتارهاي متقاعد کننده همراه است در حالي که منبع قدرت سخت، مبتني بر رفتارهاي فرماندهي و اطاعت پذيري است (سلیمانی پورلک، 1386: 86). تحقق اهداف اين منابع به معناي گام گذاشتن در مسير تحقق اهداف قدرت (به طور کلي) بدون بهره جستن از ابزارهاي قدرت سخت است. رسيدن، بهره گيري و در اختيار داشتن قدرت نرم از راه به كارگيري كانال‌های چند گانه ارتباط داخلي و خارجي، نزديك كردن سنت‌ها و ايده‌های فرهنگي، اجتماعي و سياسي بر هنجارهاي جهاني، حركتي آرام، پراكنده و مدام در جهت تسخير افكار عمومي توسط رسانه‌های همراه و همگام با مردم، ايجاد گفتمان‌های فرهنگي و خردورزانه در سطح جهان، افزايش آگاهي‌ها و اعتماد به مردم، تهيه و پخش برنامه‌های فرهنگي كه انديشه جهاني شده محلي شدن را بازتاب دهد، و ايجاد همكاري‌های فرهنگي با هر ابزاري امکان پذیر است (محمدي، 1387: 227).

 

پ- سازه انگاری: مقدمه‌ای بر سیاست‌های فرهنگی

سياست نرم افزارانه، قدرت نرم، امنيت نرم و مفاهيم ديگر از اين قبيل، از سوي نظريه پردازان واقع گرا و نو واقع گرا در حوزه روابط بين‌الملل مطرح شده‌اند. پس از آنکه سازه انگاری[7] از درون نو واقع گرایی زاده شد، تحولی در نظریه‌های روابط بین‌الملل پدید آمد. با كوشش نظريه پردازان سازه انگار، مفهوم فرهنگ از نو در عرصه بين‌الملل بازيابي شد (Lapid and Kratochvil, 1993: p3).

سازه انگاران قدرت را تنها در عناصر مادي نمي‌بينند و بر تاثير و قدرت ايده‌ها و انديشه‌ها نيز تاكيد مي‌كنند. آنان اميدوارند با وارد كردن ساختارها، بازيگران، فرهنگ‌ها، سودها، انديشه‌ها در عرصه بين‌الملل، الگوهاي رفتاري بازيگران بين‌المللي را بهتر تحليل يا پيش بيني كنند (عبداله خاني، 1383: 187-186) يا در صورت لزوم بسازند. از اين رو براي ساختن روابط خارجي نوين و ساختارمند پيشنهاد مي‌كنند به مباني فرهنگي و ساختارهاي هويتي كشورها توجه شود. بر پايه نظريه سازه گرايي، عوامل ذهني و معنايي به همان اندازه عوامل مادي و ساختاري در سياست خارجي نقش دارند.

سازه انگاران به تاثير فرهنگ بر سياست خارجي كشورها واقف بودند. فرهنگ از سه جهت بر سياست خارجي اثر می‌گذارد: نخست: تاثير مستقيم بدين معنا كه فرهنگ موجب پيدايش هويت ملي كشورها مي‌شود و اين هويت ملي نيز سياست خارجي كشور را شكل مي‌دهد و هم به آن جهت مي‌بخشد. دوم، تاثير فرهنگ بر تصميم گيرندگان سياست خارجي كه ذهنيت آنان را از طريق دين، آموزش آداب و به طور كلي، حضور در جامعه شكل مي‌دهد. سوم، تاثير نهادي فرهنگ؛ بدين معنا كه گونه‌اي رابطه ارگانيكي ميان نهادها، سازمان‌های فرهنگي و دستگاه سياست خارجي وجود دارد (نقيب‌زاده، 1386: 644-642). سازه انگاران به هر سه بعد گفته شده توجه دارند. آنان فرهنگ را به عنوان بستر تعریف و اجرای سیاست خارجی مورد توجه قرار دادند و تاثیر ساختار و نهادهای فرهنگی را مورد توجه قرار می‌دهند.

از نظر سازه انگاران، امروز دوران سیاست‌های فرهنگی و اندیشه گرا است. در این سیاست‌ها، ضمن توجه به نقش نسبتا برابر بازیگران غیر دولتی، بر نقش اطلاعات دارای قدرت نرم‌[8] در بیان باورها، ارزش‌ها، هنجارها و اصول از راه انواع وسایل ارتباط جمعی تکیه می‌شود. همین ویژگی‌ها سیاست خارجی فرهنگی و اندیشه‌گرا را از واقع گرایی سیاسی جدا می‌کند که بر وجود مادی قدرت تاکید می‌کند و دولت‌ها را تنها بازیگران نظم جهانی می‌بیند. اساس این تمایز آن است که سیاست فرهنگی اندیشه گرا و انسان گرا رشد روز افزون آگاهی را به عنوان اساس برتر قدرت و راهبرد اصلی خود در پیش می‌گیرد. این راهی است که واقع گرایی سیاسی و بین‌الملل گرایی نمی‌توانند آن را دنبال کنند (رانفلت و آرکیلا، 1381: 174-176).

 

ت- سياست خارجي مبتنی بر قدرت نرم و شکل گیری ديپلماسي فرهنگي

در دنياي امروز با توجه به تمركز زدايي از ديپلماسي به واسطه بازيگران غير دولتي، لازم است نظريه‌های ديپلماسي فرهنگی از جهت تاثير و چيرگي فرهنگ بر مولفه‌های قدرت و امنيت كه محصول تركيب امكانات سرمايه داري و فناوري با رسانه‌های نوين است، مورد توجه قرار گيرد. دیپلماسی فرهنگی یکی از ابزارهای دیپلماسی عمومی است که حکومت‌ها برای نوسازی منابع سیاست خارجی از آن بهره می‌برند تا بیش از آنکه صرفا حکومت کشورهای دیگر را جذب کنند مردم آن کشورها را جذب کنند. دیپلماسی فرهنگی در صدد است تا روابط بهتری را با دیگر کشورها پدید آورد یا دست کم در پدید آوردن بستر مورد پسند دولت‌ها بکوشد که در آن دیگر حوزه‌های سیاست، مانند بازرگانی و امور فرهنگی، ممکن است بیشترین رشد را داشته باشند (ریوز، 1387: 149). اكنون ديپلماسي فرهنگي با قدرت نرم افزارانه خود پاسخگوي خواست‌های سياست خارجي كشورها است. قدرت نرم ديگران را به پيروي و موافقت با هنجارها و نهادهاي دلخواه متقاعد مي‌كند و مي‌تواند باورهاي يك فرد، گروه يا جامعه را جذاب نشان دهد يا راه را به گونه‌اي طراحي كند كه اولويت‌ها و آرمان‌های افراد را دگرگون سازد (رانفلت و آركيلا، 1381: 184).

جولی ریوز بر تفاوت میان «دیپلماسی فرهنگی» و «روابط فرهنگی» تاکید می‌کند (ریوز، 1387: 87). روابط فرهنگی با تکیه بر افراد و نهادهای غیر دولتی یا نیمه دولتی شکل می‌گیرد در حالی که دیپلماسی فرهنگی فرایندی قانون‌مند، تعریف شده، سیاسی، دولت و ساختاری است. راهكار بهينه در ساخت نظري ديپلماسي فرهنگي، در آويختن به منطق تكثر گرايي و بهره بردن از ديدگاه گوناگون در حوزه بين‌الملل است. از يك سو همان گونه كه از عنوان ديپلماسي بر مي‌آيد نبايد از نقش دولت‌ها به عنوان بازيگران اصلي روابط بين‌الملل چشم پوشيد. از سوي ديگر با توجه به نقش فرهنگ به عنوان يك عامل كاركردي و نيز با اعتراف به پيدايي قدرت نرم يعني توانايي دستيابي به نتيجه خوشايند در صحنه روابط بين‌الملل با ايجاد رغبت و نه سخت گيري و فشار، (رانفلت و آركيلا، 1381: 184)، ديپلماسي فرهنگي یک ابزار كارآمد و قابل انعطاف در سياست خارجي، زمينه ساز بهبود سطح مناسبات ميان دولت‌ها و در نتيجه، افزايش تفاهم ميان ملت‌ها و پديد آمدن صلح و استواري بين‌المللي است. اين راهكار مهم از راه گسترش مبادله‌های فرهنگي- هنري، توسعه همكاري‌های علمي آموزشي، تعامل نخبگان جوامع، آموزش زبان، رفع موانع زباني و ... بسترهاي مناسب درك جوامع بشري از يكديگر را فراهم مي‌آورد. امروزه با ناكارآمدي راهكارهای الزاما «قدرت محور» در حل چالش‌ها و مناقشه‌های جهاني و برقراري امنيت ملي، نياز به استفاده از اين پديده، بيش از پيش در ميان دولت‌ها احساس مي‌شود (حقيقي، 1388: 343).

 

بحث و نتیجه

پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، اخوان المسلمين به اين رويداد خوشامد گفت. همچنين جريان‌هاي حاکم بر مصر يعني ناصريسم، سوسياليسم و ناسيوناليسم عربي كه با جنبش اسلامي ايران در تعامل بودند (بني جمالي، 1388). در تحليل رويکرد اخوان المسلمين نسبت به انقلاب اسلامي ايران، بايد به اين نکته توجه داشته باشيم که اين جماعت، همواره رويه ميانه‌روانه‌اي در برابر شيعه داشته و برافروختن آتش اختلافات مذهبي ميان شيعه و سني را به شدت محکوم کرده است. اين جماعت اگر چه وجود اختلافات آشکار ميان دو مذهب را مي‌پذيرد، اما بارها اعلام کرده است اين اختلاف‌ها ماهيتي ثانوي دارند. اخوان‌المسلمين در سال ۱۹۷۹ کتابي با نام «خميني الترناتيو اسلامي» چاپ كرد که نويسنده آن فتحي عبدالعزيز بود. در اين کتاب از شيوه امام خميني (ره) و انقلاب اسلامي به عنوان راهكاري براي نظام‌هاي وابسته ياد شده است. فتحي عبدالعزيز در اين کتاب مي‌نويسد: «انقلاب [امام] خميني، انقلاب يک فرقه اسلامي عليه فرقه‌اي ديگر نيست، بلکه كانون ارزش‌ها و باورهاي همساني است که همه مسلمانان را به يگانگي مي‌خواند، همان چيزي که انقلاب ايران براي آن روي داد.» جماعت اخوان المسلمين اتهام کساني که آنان را به تقليد از امام خميني متهم مي‌کردند، را رد کرد و اعلام نمود که همچنان به برنامه‌هاي امام حسن البنا وفادار است (سايت الحوار الديني، 1387).

از ديد خبرنگاران و تحليل‌گران سياسي، برخي از سنجه‌هاي تاثير انقلاب اسلامي ايران در مصر و زنده و نيرومند شدن جنبش اسلامي آن كشور به اين شكل نمايان مي‌شد كه شعار‌هاي مردم لا اله الا الله محمد رسول الله، آيات قرآن و تصاوير آيت‌الله خميني (ره) بود. با رويکردي كه امام در مورد آزادي قدس و مبارزه با اسرائيل در پيش گرفته‌ بود، رويارويي انقلاب اسلامي با دولت مصر بسيار جدي شد. بدين سان، آن دسته از مردم مصر كه از روند سازش مصر با اسرائيل ناخرسند بودند، به سمت ايران گرايش يافتند. نخستين موج‌هاي زنده شدن اسلام گرايي در مصر و ترور سادات و رويدادهاي پس از آن، موجب پيدايش اين باور شده بود كه انقلاب اسلامي در همه جا فراگير خواهد شد (بني جمالي، 1388).

از آن هنگام در ميان گروه‌هاي اسلامي و بيشتر دينداران مصر تبليغات ضد تشيع گسترش يافت. اين تبليغات مدعي بودند شيعيان به سلف احترام نمي‌گذارد و الگو بودن گذشتگان را نمي‌پذيرند. اين رويارويي حتي موجب شد از مطالعه بسياري از كتب گذشتگان به اين اتهام كه آنان شيعه هستند يا منسوب به تشيع‌اند، خودداري شود. چند سال پس از انقلاب اسلامي ايران، حتي فعاليت جمعيت تقريب مذاهب بازايستاد و سازمان‌هاي شيعي -از جمله جمعيت آل‌البيت- منحل شدند. عناصر اسلامي و برخي نويسندگان و استادان دانشگاه به اتهام تشكيل مجموعه‌اي جهادي با پشتيباني مالي ايران دستگير گرديدند. سازمان «شيعيان خميني» كه از سوي شيعيان مصر و اعراب بحريني، كويتي و عراقي مقيم آن كشور تشکيل شده بود، در سال 1988 متهم به ارتباط با حزب‌الله شده و منحل شد. با انحلال اين سازمان دستگاه‌هاي اطلاعاتي كشورهاي عرب در پي آن برآمدند تا از امكان نفوذ عناصر سازمان در كشورهاي خود آگاهي يابند. مصر که در اين برهه به علت بهبود روابط خود با رژيم صهيونيستي در ميان کشورهاي اسلامي و عربي در انزوا قرار داشت، با بزرگ جلوه دادن خطر انقلاب ايران براي کشورهاي منطقه کوشيد ائتلافي با اين کشورها عليه ايران ايجاد کند تا افزون بر بهبود روابط خود با کشورهاي اسلامي، امواج خروشان انقلاب اسلامي ايران را هر چه بيشتر مهار کند (سايت الحوار الديني، 1387).

با آغاز دهه 1990 ميلادي فشار بر شيعيان كاهش يافت و با پايان جنگ ايران و عراق بسيار کمتر شد (ورداني، 1382: 105 و 173-171). اما اين به معناي آزادي عمل شيعيان نيست. براي نمونه ادعاي مصر مبني بر كشف سازمان سري شيعيان در سال 1996 را مي‌توان يادآور شد. بنا بر گزارش روزنامه الخليج، در اكتبر 1996 نيروهاي امنيتي مصر، 55 تن از رهبران آنچه يك سازمان سري شيعيان مي‌ناميدند را دستگير کردند. آنان مدعي بودند اين سازمان فعاليت‌هاي گسترده در پنج ‌استان كشور داشته است. دستگاه اطلاعات و امنيت مصر از آغاز سال 1996 اين سازمان پنهان را شناسايي كرده بود و همه تحركات سازمان، رهبران و فعاليت‌هاي آنان را زير نظر داشته است. به گفته دستگاه‌هاي امنيتي اين سازمان مي‌کوشيد نيروهاي تندرو را جذب کند تا بتوانند نظامي مانند نظام ايران را در مصر جايگزين كند. اين گروه با پخش كتاب و نوار به گسترش و تبليغ انديشه‌هاي خود مي‌پرداخته است. دستگاه امنيتي مصر 9 نفر را در استان‌هاي قاهره، جيزه، شرقيه، دقهليه و غربيه دستگير کرده بود که مهم‌ترين آنان حسن محمد شحاته موسي بود كه در اين سازمان نقش اساسي داشته است[9] (روزنامه الخليج، 22 اكتبر 1996).

بررسي تمدن اسلامي در شمال آفریقا سه ويژگي پراهميت اين منطقه را آشکار مي‌كند:

1-       نخست آنكه بيشتر مردم اين منطقه به زبان عربي سخن مي‌گويند. بيشتر عرب زبانان مسلمان هستند، بنابراين دين بيشتر مردم شمال آفریقا اسلام است. از ميان شاخه‌هاي فقهي تسنن، مذهب مالکي بيشترين پيروان را در شمال آفریقا دارد و بيشتر كشورهاي مغرب عربي (بيش از 90 % جمعيت کشورهاي مغرب عربي) به مذهب مالكي پايبندند (الشابي، 1975).

2-       دومين ويژگي شمال آفریقا آن است كه همه كشورهاي کنوني واقع در اين منطقه، در گذشته شيعه بوده‌اند. بر خلاف بسياري از كشورهاي شيعه کنوني كه پيش از اين، در حكومت‌هاي سني (مثل امويان، عباسيان، عثمانيان) زيسته‌اند، شمال آفریقا از سده‌هاي آغازين ظهور اسلام، از مناطق حاكميت شيعيان در سده‌هاي اوليه اسلام (به ويژه در دوره فاطميان) بوده است. بعدها و با روي كار آمدن ايوبيان (صلاح‌الدين ايوبي) مذاهب اهل سنت در اين منطقه رواج يافت. با توجه به پيشينه ديرين حضور تشيع در شمال قاره آفریقا، بررسي اين موضوع – ورود شيعيان‌هاشمي از عراق و حجاز به آفریقا- و وضعيت کنوني شيعيان اهميت دارد.

3-       ويژگي سوم اين منطقه، وجود دانشگاه الازهر است. جامع الازهر قطب نظريه سازي و پرورش انديشمندان جهان عرب و اسلام است. شايد بتوان گفت رهبري فكري جهان عرب- اسلامي در الازهر قرار دارد زيرا نظريه پردازي سياسي جهان عرب- اسلامي زير تاثير جريان‌هاي فكري- انديشگي مصر قرار دارد. افزون بر آن شماري از مشهورترين دانشگاه‌ها و کانون‌هاي فکري جهان عرب در اين منطقه واقع شده‌اند و بنابراين انديشه‌ پردازان نامبردار و تاثير گذاري از اين منطقه برخاسته‌اند.

مصر به دلایل بالا، به طور بالقوه بسترهای اعمال قدرت نرم ج.اا. را دارد. عوامل قدرت نرم در منطقه یعنی پیشینه تاریخی حضور شیعیان و حکومت‌های شیعی در این منطقه، نظام جامع آموزشی که بر کل منطقه تاثیر می‌گذارد و اسلام به عنوان یک فرهنگ، آیین صدور ارزش‌ها و اخلاق، مکتب سیاست ساز و تاثیر گذار بر فضای بین‌الملل، مصر را به هدفی مناسب برای دیپلماسی فرهنگی ج.اا. تبدیل کرده است. بنابراين تدوین دیپلماسی فرهنگی ج.اا. به ویژه با بررسي اسلام و تشيع در شمال آفریقا و حتي در سرتاسر آفریقا در گرو بررسي رویدادهای مصر است. از سوي ديگر، جهت گيري‌هاي سياسي و ديني كه از سوي دولت و جامعه مصر در برابر شيعيان در پيش گرفته مي‌شود، بر همه رخدادهای ديني و سياسي آفریقا تاثير دارد و به گونه‌ای، حتي وضعيت شيعيان را به طور كلي در ساير نقاط آفریقا تعريف مي‌كند. تحليل فشرده‌اي از وضعيت شيعيان در مصر با توجه به داده‌هايي که در اين گزارش گردآوري شده، در زير مي‌آيد:

مصر به عنوان يکي از مهم‌ترين کشورهاي جهان اسلام محل رويارويي آراي مسلمانان است و به علت فعاليت سلفيان در اين کشور، برخوردهاي زيادي با شيعيان صورت مي‌گيرد. اما در عين حال، اين کشور از زمينه‌هاي فراواني براي فعاليت مسالمت‌انگيز برخوردار است. افزون بر وجود شرايط فرهنگي- فکري- تاريخي، نهادهاي دانشگاهي و علمي اين کشور از ظرفيت‌ها و توانمندي‌هاي فراواني برخوردار هستند. جست و جو در پايگاه جامع کتابخانه‌هاي دانشگاهي مصر (اتحاد مكتبات الجامعات المصريه)[10] مجموعه خوبي از کتب شيعي در دسترس قرار مي‌دهد، اما درباره وضعيت کنوني شيعيان يا کتاب‌هاي غير ديني از شيعيان (براي نمونه در حوزه‌هاي فرهنگي، اجتماعي، سياسي، معماري و...) منبعي در اختيار پژوهشگر قرار نمي‌دهد. بنابراين به نظر مي‌رسد نگرش‌ها به شيعيان رنگ و بوي ديني- عقيدتي دارد و همين امر سرچشمه چالش و ناهمسازي است. یکی از موانع اصلی دیپلماسی فرهنگی ج.اا. در مصر همین ناهمسازی عقیدتی است که به بنیان دیپلماسی تدوینی ج.اا. آسیب وارد می‌کند. این آسیب هنگامی که در کنار دیپلماسی پراکنده‌گوی ج.اا. قرار می‌گیرد که در هر دولتی بخشی از اصول آن - حتی بنیان‌های آن- تغییر می‌کند، به چالشی اصلی در رابطه فرهنگی ایران-مصر و در نتیجه رابطه سیاسی دو کشور تبدیل می‌شود.

از سوي ديگر، در رقابت‌هاي میان گروهي و میان فردي يا سازماني در مصر از تشيع يا دين - به طور کلي- به عنوان ابزاري براي متهم کردن رقيب به کار برده مي‌شود. براي نمونه محمد الدريني رهبر شوراي عالي پشتيباني از اهل بيت (ع) گاه رويکرد‌هاي متمايل به جمهوري اسلامي دارد و گاه دشمنانش به او اتهام پشتيباني از منافع ايران در مصر را وارد مي‌کنند. صالح ورداني که مدتي گرايش نيرومندي به همسويي با ايران داشت سپس مدعي شد از ج اا. به عنوان رهبر شيعيان جهان نااميد شده است. در گزارش کنسول گري ج اا. آمده است که به درخواست ورداني براي کمک ايران به دارالبدايه پاسخ منفي داده شده است زيرا، از يکسو اهداف وي ناآشکار است و از سوي ديگر، حجت الاسلام خسرو شاهي، رايزن فرهنگي ايران در مصر، با فعاليت‌هاي تندروانه و جنجال برانگيز شيعيان مصر موافق نيست. به نظر خسروشاهی وي در چند سفر پاياني خود به ايران نتوانسته است پشتيباني‌هاي لازم براي فعاليت‌هايش را جذب کند بنابراين به دنبال منابع جديدتري است. به باور رايزن فرهنگي ايران، «سياست جمهوري اسلامي بر جذب همه لايه‌هاي جامعه مصر تاکيد دارد و دامن زدن به فعاليتهاي تندروانه كه به وسيله اينگونه اشخاص صورت مي‌گيرد، و بيان اين مطالب در افکار عمومي و روزنامه‌ها به طور گسترده پيامدي جز حساس شدن انديشه‌هاي دولتمردان و مردم سني مذهب مصر نخواهد داشت». بنا به نظر رايزن فرهنگي ايران، بعيد نيست سخنان اخير شيخ قرضاوي امام جمعه قطر مبني بر مخالفت خود با فعاليتهاي جمهوري اسلامي ايران و گسترش مذهب شيعه در مصر و الجزاير در واکنش چنين فعاليت‌هايي بيان شده باشد. بنابراين به نظر مي‌رسد بايستي ضمن رعايت جوانب احتياط، مطالبي در له يا عليه اينگونه اشخاص در كشور ما گفته نشود» (رايزني فرهنگي ايران در دوحه، 1375). تغییر آیین دوباره صالح وردانی به وهابیت، درستی گفته‌های رايزن فرهنگي ايران را آشکار کرد.

پيشينه سلفي برخي از نوشيعيان يا پيشينه تندروانه برخي از آنان، بستر فعاليت‌هاي تندوروانه در قالب تشيع را فراهم مي‌سازد و از اين رو، نام تشيع در مصر و شمال آفریقا ملازم با تندروي و فعاليت‌هايي در راستاي منافع ملي ساير کشورها (از جمله ج.اا.) تصور مي‌شود. این یکی از مهم‌ترین آسیب‌هایی است که قدرت نرم ج.اا. در مصر را به چالش می‌کشد. براي گسترش تشيع يا اثبات حقانيت آن بايد راه سودمندي يافت. مبارزه به زيان ما است. تقيه از اصول اساسي تشيع است که امامان بدان پايبند بودند بنابراين نبايد پيشتر از امامان ره جست. در چارچوب دیپلماسی فرهنگی تدوینی (کنونی) و توسعه‌ای (آینده) ج.اا. لازم است راهبردهای مبتنی بر قدرت نرم تعریف شوند تا بیشترین دستاوردهای فرهنگی را در دراز مدت تامین کنند.

اصلی‌ترین چالش فرهنگی نرم که در مصر وجود دارد تضاد دو ديدگاه تندرو (سلفي) و ميانه‌رو درباره حدود و ثغور حضور اسلام در عرصه جامعه است. در هر دو سطح دانشگاهيان و همه مردم، افرادي که به يکي از اين جريان‌ها تعلق داشته باشند، يافت مي‌شوند. ج.اا مي‌تواند براي توسعه منافع تشيع بر انديشه‌ها و جريان‌هاي ميانه‌رو، سرمايه گذاري فرهنگي انجام دهد. به علت حضور باستاني ايرانيان در مصر (مصر يکي از ايالت‌هاي امپراتوري‌هاي ايراني پيش از اسلام بوده است) و با توجه به پيشينه ديرين تشيع در اين ديار، ايران مي‌تواند با در پيش گرفتن راهکارهاي ميانه‌رو و برنامه ريزي شده براي ايجاد روابط مسالمت آميز و تقویت بنیان‌های قدرت نرم پایه گام بردارد. اين کوشش‌ها بايستي پس از مطالعه دقيق اين سرزمين و جامعه شناسيِ فرهنگِ سياسي- اجتماعي مصر و شمال آفریقا صورت پذيرد. روشن است که براي رسيدن به اين هدف بايستي از کارشناسان تاريخ، جامعه شناسي، فرهنگ، هنر و ... ياري جست و زمينه‌هاي پژوهش‌هاي هدفمند، يکپارچه و دراز مدت پديد آيد. در اين راستا پژوهش کنوني کوشش کرد تا برخي از ابعاد اجتماعي- فرهنگي زندگي شيعيان در جامعه مصر را مورد بررسي قرار دهد تا با شناخت گوشه‌هايي از تاريخ تشيع در مصر، زمينه براي فرايندهاي تصميم ساز فراهم شود.

تقویت منابع قدرت نرم شامل اعتبار نیک، پیشینه و حضور تاریخی، سرمایه گذاری بر نظام آموزشی- پژوهشی، نظام ارزش‌ها و اخلاق، صادرات فرهنگی تاثیر گذار بر عموم مردم، پخش ارزش‌های سیاسی مردم پسند و غیر حساسیت زا برای دستگاه دولتی و نظام ارزشی جامعه، تعریف و تدوین دیپلماسی فرهنگی و نفوذ در فضای بین‌المللی برای پیشبرد منافع ملی ج.اا. در منطقه بایسته است. همه این مهم تنها هنگامی امکان پذیر است که منابع قدرت نرم در چارچوب یک دیپلماسی فرهنگی جامع تعریف شوند. در فضای بین‌المللی کنونی، تکیه بر فرهنگ موثرترین روش عمل موفق است. با توجه به حساسیت‌های موجود در روابط ایران- مصر، به نظر می‌رسد تاکید بر فرهنگ جدی‌تر و زیربنایی‌تر باشد. دیپلماسی فرهنگی ج.اا. بایستی با بهره گرفتن از منابع قدرت نرم این سرمایه گذاری فرهنگی را به طور جدی دنبال کند. از این رو هر فعالیتی که به اعتبار ج.اا. لطمه می‌زند بایستی از دستور کار خارج شده و با فعالتی‌هایی در این راستا مقابله شود. اعتبار اساس قدرت نرم و دیپلماسی فرهنگی موفق در فضای سیاسی بین‌المللی است. بایستی از هر روشی برای نشان دادن پیشینه همسوی دو کشور استفاده شود. بهره بردن از روش‌های غیر مستقیم که حساسیت برانگیز نباشد، تنها روش زنده داشتن میراث مشترک گذشته است. بهترنی روش در این راستا، همکاری دانشگاهی، پژوهشی، ورزشی، اقتصادی، موسیقی و هنر و برپایی آیین‌های فرهنگی چون نوروز و عیدها و جشن‌های اسلامی است. این روش‌ها، نظما ارزشی و اخلاقی مردم دارانه‌ای را عرضه می‌کند که امکان صدور فرهنگ‌های موثر بر مردم را فراهم می‌سازد. سیاست خارجی برنامه ریزی شده و بهره گیری از فرصت‌های عرصه بین‌الملل این برنامه‌ها را پشتیبانی کرده، و نیز ضمانت اجرایی آنها است.

شايد حساس‌ترين و سرنوشت‌سازترين منطقه‌اي که آينده فعاليت‌هاي شيعي در گرو آن است، مصر باشد. مصر به دلايل زيادي در شاهراه ارتباطات جهان اسلام قرار دارد و کانون صادرات فکري- نظري جهان اسلام است. از ديرباز همه حوزه‌هاي علمي و ديني در جهان اسلام و امروز از رویدادهای مصر متاثر است. حتي وهابيت زماني که توانست در محافل علمي و ديني مصر به ويژه در الازهر مورد پذيرش برخي دانشمندان و عالمان سلفي قرار گيرد، راه را براي گسترش در جهان اسلام هموار ديد و به گونه‌ای از مشروعيت علمي- ديني برخوردار شد. از همين طريق بود که وهابيت توسط دانشجويان بين‌المللي دانشگاه‌هاي مصر در جهان اسلام گسترش يافت. بنابراين چگونگی برخورد مصر با تشيع وچگونگی برخورد شيعيان و کشورهاي پشتيبان آنها با مصر در سرنوشت شيعيان بسيار تاثير گذار خواهد بود.

اگرچه مصر محل برخورد تندروترين آراي اسلامي با ميانه‌روترين و ليبرال‌ترين انديشه‌هاي اسلامي است و با اينکه مسلمانان ميانه‌رو يا مسلمانان بسيار ليبرال در اين سرزمين بسيارند اما نهادهاي ديني و دولتي براي حفظ سيماي مشروع خود در جهان اسلام، معمولا به گروه‌ها و جريان‌هاي تندرو سلفي و حتي وهابي مجال فعاليت مي‌دهد و از گسترش رسمي گروه‌هاي ناهمگون با فرهنگ دولتي- رسمي جهان اسلام جلوگيري مي‌کند. شيعيان از جمله گروه‌هاي مغضوب دولت در مصر هستند هرچند اگر مصر را با کشورهايي مانند تونس و مغرب –که ادعاي آزادي و ليبرال دمکراسي هم مي‌کنند- يا ليبي، چاد و الجزاير-که نظام سياسي آنها بسته و گاه استبدادي است- مقايسه کنيم، تفاوت‌ها را خواهيم ديد. در هيچ يک از اين کشورها شيعيان امکان فعاليت ندارند و حتي در بسياري از مناطق جرات اظهار تشيع نيز نمي‌کنند. در حالي که دولت مصر در سياست‌هاي رسمي خود آشکارا اعلام مي‌کند با فعاليت شيعيان مخالف است و علماي سلفي و وهابي به صورت مداوم عليه شيعيان سخن مي‌گويند، از آنجا که جامعه مصر داراي فضاي متنوع و متکثر و نسبتا آسان‌گيرتري است، شيعيان امکان تشکيل گروه‌هاي اجتماعي و فعاليت را دارند. به عنوان يک نمونه براي مقايسه مي‌توان به ماجراي نمايشگاه کتاب سودان اشاره کرد که در آن سلفي‌ها و وهابيان سوداني کتاب‌هاي شش ناشر شيعي شرکت کننده در نمايشگاه را روي زمين ريخته و جنجالي پديد آوردند که در نتيجه آن همه علماي اهل سنت سودان عليه فعاليت‌هاي شيعيان در سودان و چاپ و نشر کتاب، لوح فشرده و نشريات شيعي کتبا اعتراض کردند. در نهايت دولت وارد عمل شده و فعاليت‌هاي انتشاراتي شيعيان را ممنوع و از ورود کتاب‌ها و منابع شيعي جلوگيري کرد. اين در حالي است که رويکردهاي شيعي در سودان آنچنان نیرومند است که مي‌توان اين کشور را داراي بيشترين ظرفيت براي انتشار منابع شيعي در مناطق ديگر دانست. با اين حال اگر سودان را با مصر مقايسه کنيم مي‌بينيم که در مصر با وجود چنين مخالفت‌ها و حتي آشوب‌هاي نمايشگاه‌هاي کتاب سالانه، همچنان چاپ و نشر کتاب‌هاي شيعي وجود دارد.

مخالفت‌هاي سالانه علماي ضد شيعه در فضاي اجتماعي پرشکاف مصر راه به جايي نمي‌برد و فعاليت‌هاي شيعيان هرچند به صورت کژدار و مريز ادامه دارد. مي‌توان با برنامه ريزي مبتني بر شناخت جامعه شناختي از مصر الگويي براي فعاليت در اين کشور پي ريخت که بادوام، کم هزينه، داراي کمترين دامنه آسيب‌ها، داراي بيشترين ارزش افزوده فرهنگي و در راستاي منافع ملي ج.اا. از يکسو و منافع عمومي جامعه جهاني شيعيان از سوي ديگر باشند. رسيدن به اين مهم تنها در پرتو شناخت نظام‌مند و تجربي جامعه مصر و برنامه‌ريزي‌هاي بلند مدت و بنياني امکان پذير است. بنابراین ج.اا. باید یک دیپلماسی جامع فرهنگی تدوین کند کلیات آن مشخص باشد و ریزه کاری‌ها و سیاست‌های جزیی برای بخش‌های گوناگون دنیا در آن روشن باشد. بهره بردن از توانمندي‌هاي دانشگاهي يکي از زيربنايي‌ترين ابزارها براي رسيدن به اهداف ياد شده است. دانشگاه در جوامع امروز به ويژه در جوامعي چون مصر و ايران داراي بيشترين توانمندي براي تاثير بر هسته‌هاي فکري و اجرايي جامعه هستند. اين هسته‌هاي فکري و اجرايي برنامه‌هاي عموميِ راهبرِ گروه‌ها و سازمان‌هاي اجتماعيِ کشور را شکل داده و رويکرد آنها را جهت‌دهي مي‌کنند. بنابراين بايستي در برنامه ريزي‌ها براي آينده اين اصول مد نظر قرار گيرد.

فعاليت‌هاي فرهنگي شيعي در مناطق شمالي آفریقا - به ويژه مصر- با دو آسيب جدي روبه رو است. نخست آنكه پس از انقلاب اسلامي ايران، اين شائبه در محافل اهل سنت به وجود آمده که فعاليت‌هاي شيعي براي تامين منافع جمهوري اسلامي ايران انجام مي‌شود (الشرقاوی، 1386: 120) و يا اينکه، تشيع سياسي در نهايت خواستار پيوستن به ساختار حکومتي و حقوق سياسي- اجتماعي خواهد شد. شخصيت‌ها، نشريه‌ها، سازمان‌ها و حرکت‌هاي تندرو نيز به اين توهم دامن مي‌زنند. دومين آسيبي که فعاليت‌هاي شيعيان را تهديد مي‌کند، مسئله‌اي داخلي است و از درون خود شيعيان فعال بر مي‌خيزد. اگر به پيشينه برخي از گروندگان به اين آيين در کشورهاي سني مذهب نگريسته شود ملاحظه خواهد شد که آنان از مسلمانان سخت گير و پر شور و شري بوده‌اند که در نتيجه جهد و کوشش فکري و عملي، واقعيت‌هاي تشيع را پس از راه طولاني مبارزه کشف کرده‌اند. پيشينه تندروانه آنان (برخي از اين نو شيعيان در گذشته وهابي يا سلفي بوده‌اند و يا چند بار تغيير مذهب داده‌اند) نشان از شخصيت پرشور آنان دارد و در فعاليت‌هاي شيعي نيز از برخوردهاي تندروانه نمي‌هراسند. براي نمونه يکي از شيعيان مصر با بيان اينکه «جامع الازهر از آن شيعيان است و بايد به آنان بازگردانده شود»، درگيري‌هاي لفظي شديد به ويژه در نشريات، دانشگاه‌ها و شبکه‌هاي تلويزيوني پديد آورد که به تنش در روابط شيعيان با دستگاه‌هاي عمومي و دولتي انجاميد. متاسفانه برخي از آنان نيز در موارد لزوم از نام ج.اا. بهره مي‌برند و در مواقعي که احتمال دوستي با ج.اا. براي آنان خطر ساز است بر ايران مي‌تازند. بنابراين بايسته است مجموعه‌هايي که با نام يا با پشتيباني دولت ج.اا. در مصر و شمال آفریقا فعاليت مي‌کنند، از قواعد ويژه‌اي پيروي کند و برنامه کاري آنها در چارچوب آشکاري تعريف گردد و نظارت يگانه‌اي بر اين کنش‌‌گران انجام پذيرد.

بدين سان چنانچه فرضيه مقاله مي‌گويد، ايجاد رابطه استوار ميان ايان و مصر در گرو تعریف دیپلماسی جامع فرهنگی است که بتواند بسترهاي اجتماعي- فرهنگي را شناسايي کرده، و پشتوانه آن سرمايه‌گذاري چند جانبه با محوريت مهندسی فرهنگ اجتماعي جامعه مصر بدون برانگیختن حساسیت‌های سیاسی و دینی باشد.

 

پيشنهاد

به طور خلاصه، از آنجا که انجام امور فرهنگي در قالب آموزه‌هاي تشيع در کشورهاي اهل سنت، تنش‌زا است و چه بسا پيامدهاي زيانبار آن بر جهان شيعه بيش از آثار سودمند آن باشد، بايستي موارد زير در دیپلماسی فرهنگی ج.اا. مورد توجه قرار گیرد:

•          قاره آفریقا يكي از مناطق هدف براي فعاليت وهابيان است. وهابيان با روش‌هاي گوناگون مانند کمک‌هاي اقتصادي، بنيان نهادن مراکز آموزشي - فرهنگي و عام المنفعه (وهابيت بيش از 1000 مرکز علمي در آفریقا تاسيس کرده است)، تربيت نيروهاي بومي، جذب افراد توانمند و فرستادن آنان به دانشگاه‌هاي عربستان، چاپ و نشر و ترجمه کتاب و قرآن و برگزاري همايش‌ها) خود را معرفي مي‌کنند. رقابت دانشگاه‌هاي واقع در عربستان (دانشگاه ام القري و دانشگاه اسلامي مدينه و دانشگاه اسلامي آل سعود در رياض) با الازهر بر سر رهبري فكري- ديني جهان اسلام از ديگر علل جذب شدن وهابيان و سرمايه‌هايشان به اين منطقه است. همان گونه که اشاره شد یکی از پایه‌های قدرت نرم ج.اا. تکیه بر توانمندی‌های دانشگاهی است. از این رو بایستی برنامه‌های هوشمندانه‌ای برای گسترش همکاری علمی- پژوهشی فرهنگی به ویژه با محوریت نیازهای منطقه، دوری از حساست‌های منطقه‌ای و گسترش ارزش‌ها وباورهای مورد تایید ما، در چارچوب منافع ملی ایران و با ابزار فرهنگی (نه عقیدتی یا تبلیغی) انجام پذیرد. از آنجا که سلفي گري در آفریقا (به ويژه در مصر) جايگزين مناسبي براي نظريه‌هاي وهابي است و به طور آشکار، سلفي گري بسيار ريشه دارتر از وهابيت و بسيار پذيرفته شده‌تر از آن است، لازم است برنامه‌های فرهنگی برای نفوذ یا تاثیرگذاری بر این جریان تدارک دیده شود. دانشگاه زيتونيه در تونس، دانشگاه قرويين در مغرب، دانشگاه بين‌المللي اسلامي در سودان از ديگر دانشگاه‌هاي بزرگ جهان اسلام مي‌باشند که دانشجويان مسلمان را جذب مي‌کنند و از کانون‌هاي نظريه سازي و نظريه پردازي در جهان اسلام عربي هستند. بايستي که مجموعه‌هاي دانشگاهي ج.اا. که در زمينه مسائل اسلامي فعاليت مي‌کنند با اين سه دانشگاه تعامل فکري، علمي و پژوهشي داشته، در زمينه مبادله دانشجو و استاد همکاري کنند.

•          فعاليت‌هاي يک بعدي موجب حساسيت کشور‌ها و آسيب پذيري فعالان شيعي مي‌شود. بايستي در برنامه‌ريزي براي فعاليت‌هاي فرهنگي، بسترهاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي آنها نيز در نظر گرفته شود. براي نمونه انجام فعاليت‌هاي صرفا اقتصادي و يکجانبه از سوي اروپاييان اين ذهنيت منفي را در ميان آفریقاييان برانگيخته است که اروپاييان در حال غارت آفریقا هستند. اروپاييان براي از ميان بردن چنين باورهايي، کوشش کرده‌اند بافت فرهنگي و باورهاي ديني آفریقا را غربي و مسيحي کنند. فعاليت‌هاي يک جانبه براي تغيير آيين‌ها و اديانِ نادرست و باطل و يا تشويق شيعيان، هم فعالان اين زمينه را با آسيب‌هاي جدي روبه رو مي‌کند و هم به اتهام‌هاي غربي‌ها و وهابيان دال بر اينکه شيعيان با پشتيباني ايران قصد ايجاد تنش در مناطق سني آفریقايي را دارند، دامن مي‌زند. بايستي اين فعاليت‌ها تنها فرهنگي و ديني نباشد و بسترهاي اقتصادي و سياسي و اجتماعي آن نيز در نظر گرفته شود. قدرت نرم یک قدرت چند بعدی است که روبنای آن فرهنگ و زیر بنای آن ایدئولوژی است. ابزار کارکردی آن نیز اقتصاد موفق و پایدار است. به سخن روشن‌تر، سرمايه گذاري‌هاي اقتصادي در کشورهايي چون مصر به عنوان ابزاري مناسب براي نيرومند كردن حضور شيعيان، سودمند خواهد بود و زمینه‌ها را برای یک دیپلماسی فرهنگی ساختارمند فراهم می‌کند.

•          ايجاد مناطق نفوذ يا کشورهاي متحدي که با ايران روابط دوجانبه اقتصادي و سياسي داشته باشند، در مناطق گوناگون موجب نيرومند كردن حرکت‌هاي شيعي و ايراني خواهد شد. در اين راستا بايستي کشورهايي به عنوان هدف در نظر گرفته شوند. مصر هدف مناسبي براي سرمايه گذاري‌هاي سياسي- فرهنگي مي‌باشند. برخی از زمینه‌های فعال شدن دیپلماسی فرهنگی نرم پایه ایران در مصر به طور بالقوه وجود دارد. در صورتی که تنها بخشی از برنامه‌های فرهنگی مورد نظر در مصر با موفقیت اجرا شود، به اندازه موفقیت‌های بزرگ در سایر مناطق خاورمیانه ارزشمند است. تمرکز بر فعالیت‌های غیر چالش زا و امتیاز آور همچون استفاده از نهادهاي مدرن و مشارکت‌جو همچون دانشگاه‌ها براي برقراري ارتباط با نظام دانشگاهي پيشرفته و پوياي مصر بسيار سودمند خواهد بود. از آنجا که مصر قطب نظريه پردازي در جهان اسلام است برقراري ارتباط ميان کانون‌هاي علمي دو کشور موجب نيرومند شدن ساختار همکاري‌هاي ايران و مصر خواهد شد. تاکید قدرت نرم بر بسترسازی و مثبت کردن ذهنیت‌ها و اندیشه‌ها است و این مهم، بیش از هر چیز از عهده طبقه/قشر روشنفکر و اندیشمند جامعه برمی‌آید. همچنين همکاري با اين کشور در برخي زمينه‌ها همچون صنايع سبک و سنگين، صادارات و واردات مواد خام و ساخته شده، يا صنعت گردشگري موجب ايجاد زمينه‌هاي همکاري دوجانبه در امور ديگر - به ويژه امور ديني و فرهنگي- خواهد شد و زمینه‌های استواری دیپلماسی فرهنگیِ نهادینه را فراهم می‌کند.

در پايان بايد يادآور شد که تاريخ روابط خارجي ايران و مصر نشان داده است که همواره متن روابط دو کشور سياسي بوده و پس زمينه روابط دوستانه يا غير دوستانه ميان دستگاه سياست خارجي دو کشور، سرنوشت ساير جنبه‌هاي ارتباطات خارجي ايران و مصر - مانند فعاليت‌هاي فرهنگي- را تعيين مي‌کند.


 

منابع

-          آذرشب، محمد علي. پيشينه تقريب، تاريخچه و مستندات دارالتقريب مذاهب اسلامي در قاهره و بررسي مجله آن (رساله الاسلام). برگردان: رضا حميدي. تهران، مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي، 1383.

-          احمد، حسام. تشيع در مصر. ماهنامه اخبار شيعيان www.shiiteworld.com سال سوم، شماره 28، اسفند 1383.

-     بحراني، مرتضي (1). محمد غزالي. در: عليخاني، علي اکبر و همکاران. انديشه سياسي در جهان اسلام (2)؛ از فروپاشي خلافت عثماني. پژوهشکده علوم انساني، فرهنگ و مطالعات اجتماعي جهاد دانشگاهي. بهار 1384.

-     بحراني، مرتضي (2). مصطفي سباعي. در: عليخاني، اکبر و همکاران. انديشه سياسي در جهان اسلام (2)؛ از فروپاشي خلافت عثماني. پژوهشکده علوم انساني، فرهنگ و مطالعات اجتماعي جهاد دانشگاهي. بهار 1384.

-          بني جمالي، شيما. نگاهي به تاثيرات انقلاب اسلامي در كشورهاي آفریقايي. خبرگزاري فارس، 20 فروردين 1388.

-          بهبهانى، مرضيه. علامه شرف‏الدين، مبارز وحدت‏گرا. مجله انديشه تقريب، سال يكم، ش1، پاييز 1384.

-          پاك آيين، محسن. اهل بيت: حلقه اتصال مردم ايران و مصر. روزنامه ايران، سه شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۲.

-          پورحسن. ناصر. شناخت راهبرد جنگ نرم امریکا علیه جمهوری اسلامی ایران. تهران، سازمان عقیدتی-سیاسی ناجا، معاونت سیاسی، 1386.

-          پيرنيا، حسن. تاريخ باستان. جلد اول. تهران، 1362.

-    جليلي، مهدي. گرايشهاي شيعي در مصر تا ميانه سده سوم هجري. مجله مطالعات اسلامي، دانشكده الهيات و معارف اسلامي دانشگاه مشهد، شماره 55، بهار 1381.

-          چلونگر، محمد علی. زمینه‌های پیدایش خلافت فاطمیان. تهران، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، 1381.

-          حقيقي، رضا. ديپلماسي فرهنگي از دريچه نو اشاعه‌گرايي: تاثيرات فناوري اطلاعات بر ديپلماسي فرهنگي. فصلنامه سياست خارجي، سال 23، شماره 2. تابستان 1388.

-     خاكرند، حسن (سفارت دبي، امارات). ادعاي مصر مبني بر كشف سازمان سري شيعيان در آن كشور (گزارش روزنامه الخليج به تاريخ 22/اكتبر/1996). سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي: 2/8/1375.

-          خبرگزاري ايكنا. تلاش علماي مراكشي براي ارتقاي اسلام ميانه‌رو. 19/8/1387.

-          خبرگزاري مهر. اعتراض صوفيان مصر به سخنان ضد شيعي رييس اتحاديه جهاني علماي مسلمان. 20/8/1387.

-          خسروشاهي، سيد هادي. ديدار با رهبر!! شيعيان مصر. دفتر حفاظت منافع ايران در قاهره. 29/2/1382.

-          خسروشاهي، سيد هادي. نواب صفوي و رهبران اخوان المسلمين: نخستين گام‌ها در راه تقريب. روزنامه اطلاعات، شنبه 7 بهمن 1385.

-          الدريني. محمد. نطالب بالازهر. قاهره، نشريه المجله، 16/3/2003.

-     رانفلت، ديويد و جان آركيلا. ضرورت تحول اطلاعاتي و ارتباطي در قلمرو ديپلماسي. برگردان: حميد رضا انوري. فصلنامه فرهنگ و ديپلماسي. تهران، اداره كل هماهنگي‌های امور فرهنگي وزارت خارجه. سال يكم، ش 2 و 3، زمستان 1380 و بهار 1381.

-     رايزني فرهنگي ايران در دوحه، قطر. گزارش پيرامون درخواست يك نويسنده شيعه مصري (صالح ورداني) مبني بر تشكيل شورايي براي شيعيان مصر (ترجمه و بررسي مقاله‌اي در روزنامه الوطن قطر) 30/7/1375.

-     رمضاني گل افزايي، صادق. (رييس مجمع جهاني اهل‌البيت (عليهم السلام اجمعين) و مسئول شبکه ماهواره‌اي ثقلين). گفتگو با نویسنده درباره شيعيان آفریقا. 13 بهمن 1387.

-          رضانژاد، عزالدين. شيخ‌ محمد مصطفي‌ مراغي‌، جوان‌ترين‌ مفتي‌ تقريبي‌ الازهر. 1/10/1386. سايت مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي.

-     رضوان طلب، محمد رضا. مسلمانان در كشورهاي فرانسه زبان. دستياران: سيد مجتبي طباطبايي، حسين رضوان طلب. تهران، مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي، 1427ق، 2006م، 185ش.

-          ریوز، جولی. فرهنگ و روابط بین‌الملل. برگردان: محسن بیات. تهران، پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم تحقیقا و فناوری، 1387.

-     سايت الحوار الديني. بازتاب انقلاب اسلامي ايران بر مصر (1). 21 بهمن 1387. http://www.alhiwaraldini.com/fa.php/page,2092A5989.html

-     سايت الحوار الديني. بازتاب انقلاب اسلامي ايران بر مصر (2). 21 بهمن 1387. http://www.alhiwaraldini.com/fa.php/page,2092A5990.html

-          سايت مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي، علامه محمد تقي قمي.

-          سلطانی‌فر، مسعود. قدرت نرم و رسانه ها. 20 اسفند ۱۳۸۵www.ganjinews.com

-          سلیمانی پورلک، فاطمه. نرم افزارگرایی در سیاست خاورمیانه ای امریکا. فصلنامه مطالعات راهبردی، سال پنجم، شماره پانزدهم، بهار 1386.

-     الشابي، علي (الاستاذ بکليه الشريعه و اصول الدين). الصراع المذهبي بافريقيه الي قيام الدوله الزيريه. الجامعه التونسيه. الدار التونسيه للنشر. 1975 ميلادي / 1395 ق.

-          الشرقاوی، باکینام. روابط ایران و مصر. ترجمه سید محمد بجنوردی. فصلنامه خاورمیانه، سال 7، شماره 4، زمستان 1386.

-          شفيعي، مصطفي. با شيعه در مصر. مجله آينه پژوهش. سال 15، شماره 2، خرداد و تير 1383.

-          شمس‌ آبادي، حسن‌. ‌مواضع‌ شيخ‌ محمود شلتوت‌ در قيام‌ پانزده‌ خرداد. سايت مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي. 18/7/1387.

-          فتواى شيخ الازهر: حكم تفرقه بين مسلمانان و قبله شيعه. سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، سند شماره 6945 جديد/ 8939 قديم.

-          فصلنامه مطالعات آفریقا. نگاهي به چگونگي پيدايش و تشکيل جنبش اسلامي در مصر. سال دوازدهم، شماره پانزدهم، بهار و تابستان 1386.

-     طاووسي، محمود، عليرضا هژبري نوبري و رحيم ولايتي. بررسي تاثير هنر مصر در دوره هخامنشيان بر اساس يافته هاي باستان شناسي. فصلنامه دانشکده ادبيات و علوم انساني شماره 57 (2)، زمستان 1385.

-          طقّوش، محمد سهیل. دولت ایوبیان. ترجمه عبدالله ناصری طاهری. تهران، پژوهشکده حوزه و دانشگاه،1380.

-          عابدي‌ ميانجي‌، محمد. عبدالمجيد سليم‌. مرزبان‌ شريعت‌. سايت مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي. 16/8/1386.

-          عبداله خاني، علي. 1383. نظريه‌اي بر امنيت، مقدمه‌اي بر طرح ريزي دكترين امنيت ملي. تهران، موسسه فرهنگي مطالعات ابرار معاصر. چاپ سوم.

-          عليخاني، علي اکبر و همکاران. انديشه سياسي در جهان اسلام (2)؛ از فروپاشي خلافت عثماني. پژوهشکده علوم انساني، فرهنگ و مطالعات اجتماعي جهاد دانشگاهي. بهار 1384.

-          کلگ، استوارت ار. چارچوبهای قدرت. برگردان: مصطفي يونسي. تهران، موسسه مطالعات راهبردی، 1384.

-          نای، ژوزف. قدرت نرم و مدیریت منازعه در عصر اطلاعات. ترجمه حسن هادی. پژوهشکده مطالعات راهبردی، 1382. گزارش پژوهشی شماره520.

-          نصری، قدیر. روش و نظريه در امنيت پژوهي، تهران، پژوهشکده مطالعات راهبردی، 1383.

-          محمدي، منوچهر. منابع قدرت در ج.ا.ا. فصلنامه سياست خارجي، سال 22، شماره 2. تابستان 1387.

-          ناصری طاهری، عبدالله. فاطمیان در مصر. تهران، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، 1379.

-          نقيب زاده، احمد. سياست دفاعي و امنيتي فرانسه پس از حادثه 11 سپتامبر، رويكرد نرم. همشهري ديپلماتيك، سال 2، شماره 20، نيمه آذر 1386.

-          ورداني، صالح. شيعه در مصر، از آغاز تا عصر امام خميني. برگردان: عبدالحسين بينش. موسسه دايره المعارف فقه اسلامي، 1382.

-           Grimes, Andy (reviewer). Handbook of Organization Study. Stewart Clegg, Cynthia Hardy, and Walter Nord, Eds. Thousand Oakes, CA: Sage Publications, 1996.

-           Huntington, Samuel P. Samuel P. Huntington Revisit The 'Clash Of Civilization'. Islamic Magazine/Global Viewpoint. Distributed by Tribune Media Services, INC, 11/06/2006.

-           Lapid, Yosef and Fredrich V. Kratochvil, (eds). The Return of Culture and Identity in IRTheory, Roulder, Colo: Lynne Reinner, 1993.

-           Nye, Joseph S. Limits of American Power. Political Science Quarterly ,Vol 117, Number 4, 2002, 3.



[3] -«فَرَّقَتْهُما السياسة، فَلْتَجْمَعْهما السياسة».

[4] - شيخ يوسف قرضاوي، مفتي اعظم مصري که در قظر ساکن است و در ميان اهل سنت بسيار بزرگ داشته مي شود، شاگرد محمد غزالي است و کتابي مشهور با نام «الشيخ الغزالي کما عرفته (رحله نصف قرن)» (چاپ قاهره، دارالشروق: 1420/2000) نوشته است. اين کتاب، اتوبيوگرافي خود شيخ قرضاوي و بيوگرافي شيخ غزالي در دوران دانشجويي قرضاوي مي باشد. شيخ يوسف قرضاوي از علمايي است که تا پيش از موضع گيري‌هاي اخير خود، به نزديکي به جمعيت تقريب مذاهب و در پيش گرفتن رويکردهاي ميانه‌رو شناخته شده است.

[5]- Radical View by Stephen Lukes

[6] - American Life Style

[7] - Consructivism

[8] - Soft Power Information

[9] - ساير افراد دستگير شده بدين شرحند: حسين على حسين الضرغامى (بازرگان)، سيد على حسين الضرغامى (راننده)، احمد راسم امين النفيس (پزشك)، محمد احمد ابوالعلا (بي‌كار)، ابراهيم احمد ابوالعلا (كارمند)، سمير انور الكاشف (آموزگار)، محمود رجب احمد بخيت (بازرگان)، سالم مصطفى السيد الصباغ (كارمند) (گزارش رايزني ايران در دوحه، 1375).

[10] http://www.eulc.edu.eg/eulc

س. م. ح.: این مقاله در آخرین شماره فصلنامه جهان اسلام (شماره ۴۴ زمستان ۱۳۸۹) چاپ شده است.