آیندۀ داعش در آسیای مرکزی

در یک سال گذشته خطر حضور داعش در آسیای میانه مورد نظر بسیاری بوده است. در این بین آینده حضور میدانی و نظامی داعش در آسیای مرکزی و عوامل مؤثر بر این امر در گفتگویی زیر مورد بررسی قرار گرفته است:

واژگان کلیدی: آیندۀ داعش، آسیای مرکزی،  استراتژی، عراق، سوریه

ادامه نوشته

زمینه‌ها و آینده افراط گرایی و سلفی گری (با گرایش به داعش) در آسیای مرکزی و قفقاز

زمینه‌هاي اجتماعی حضور داعش در قفقاز

امروز در قفقاز شمالی و جنوبی، موج همسویی یا مخالفت با اندیشه هاي «دولت اسلامی عراق و شام» (داعش) به خوبی احساس می شود. مناطق مسلمان قفقاز شمالی به ویژه چچن و داغستان که دارای اکثریت بالای جمعیت مسلمان هستند، زمینه هاي خوبی برای همنوایی با داعش دارند، چرا که با حکومت روسیه سابقه تنش و درگیری (از جمله دو جنگ چچن در دهه 1990) داشته اند، در فضای امنیتی که دولت روسیه تدارک دیده زندگی می‌کنند و شاخص هاي بیکاری و رکود اقتصادی زندگی آن ها را دشوار کرده است. در سایر جمهوری هاي مسلمان قفقاز شمالی، به دلیل آنکه جمعیت مسلمان کمتر از نصف جمعیت بوده و در کنار سایر اقوام عمومی مسیحی و ارتدوکس زندگی می‌کنند، زمینه هاي مناسبی برای گسترش افکار اسلامی تندرو و تجزیه طلب وجود ندارد. شاید کارباردینو بالکاریا بیشترین تاثیر را از جنبش هاي اسلامی اخیر پذیرفته باشد، ولی جمعیت مسلمان آن کم و غیرفعال است.

در قفقاز شمالی جمهوری هاي داغستان و چچن به سه طریق با اندیشه ها و محیط «داعشی» در ارتباطند: یکی از طریق شبه نظامیانی که از مناطق سوریه و عراق باز می گردند و سابقه حضور در عملیات هاي داعش را داشته اند. به خاطر کنترل شدیدی که دولت روسیه و سایر دولت های آسیای مرکزی و قفقاز بر ورود و خروج افراد از کشورهایی چون ترکیه که دروازه داعش به شمار می‌آید، انجام می‌دهند، و با همکاری نیروهای امنیتی کشورهای درگیر، عملا بسیاری از سربازان داعش شناسایی شده و در صورتی که شانس بازگشت به کشور خود را به دست بیاورند به احتمال زیاد دستگیر می شوند.

دومین راه ارتباط قفقازی ها با داعش از طریق قفقازی هاي مقیم شامات (سوریه و عراق) است. تعداد زیادی از این قفقازی ها که عمدتا در سوریه به سر می برند و «الشیشانی» نامیده می‌شوند، اعراب بومی منطقه هستند که ریشه قفقازی دارند و صدها سال پیش در دوران تزار به امپراتوری عثمانی کوچانده شده اند. این دسته اگرچه سابقه حضور در قفقاز شمالی را دارند ولی به دلیل آنکه بومی این مناطق نیستند امکان شناسایی آن ها زیاد بوده و نیز امکان ارتباط گیری شان با مردم منطقه کمتر از نیروهای بومیِ ضددولتِ روسیه است. تعداد آن ها چندان زیاد نیست ولی حرفه ای تر از همه دسته هاي قفقازی هاي حاضر در شامات هستند.

دسته سوم از نیروهای داعشی که با قفقاز در ارتباطند، قفقازی نبوده و اعرابی هستند که برای مبارزه به قفقاز می روند. تعداد آن ها بسیار کم بوده و معمولا نیز در منطقه توسط نیروهای امنیتی روسیه شکار می شوند و به دلیل آن که با زبان هاي مردم قفقاز آشنایی ندارند، با افراد معدودی می توانند در ارتباط باشند.

در قفقاز جنوبی به دلیل آن که تنها دولت مسلمان منطقه شیعی است، اندیشه هاي سنی و اندیشه های تندرو چندان جایگاهی ندارند. هرچند به دلیل ناآگاهی مردم از دانش اسلامی و تفاوت مذاهب، برخی از آرای تندرو و سلفی در قفقاز جنوبی منتشر شده است، ولی به طور کلی رابطه ای که شیعیان با امامان خویش دارند و سنت هاي موجود در رویکرد امامیه به دین، از جمله عاشورا، توسل و... عملا امکان بسط اندیشه هاي سلفی به صورت جدی در میان شیعیان را منتفی می کند.

بنابراین تعداد داعشی هايی که به صورت بالقوه توان حضور در منطقه قفقاز را دارند چندان زیاد نیست. آنچه داعش را خطرناک می کند، اندیشه داعشی است که از ورای مرزها گذشته و در محیط رنجدیده و آسیب دیده قفقاز گسترش می یابد و زمینه هاي اظهار نارضایتی مردم از دولت روسیه را فراهم می‌آورد. اندیشه داعش، قدرتمندترین ایده هاي ضد حکومتی، ضد مسیحیت، ضد غرب، ضد دولت و حاکمیت و طبقات بالای جامعه را در اختیار خیل عظیمی از مردمی که محرومیت را با تمام وجود تجربه کرده اند و پیش زمینه اندیشه هاي برابرگرایانه سوسیالیستی را نیز در ذهن خویش دارند، قرار می دهد و بنابراین هرگاه قدرت و کنترل دولت مرکزی کاهش یابد (به ویژه در قفقاز شمالی) امکان توسل بخش هايی از نخبگان نظامی مخالف دولت روسیه به این اندیشه ها وجود دارد. نباید فراموش کرد که تکثر اقوام در قفقاز و سنت طریقتی نقشبندیه موجب می شود این منطقه هیچ گاه به سمت و سوی اندیشه هاي سلفی گری عربی (مثلا از نوع مناطق داخلی و کویری خاورمیانه عربی) میل نکند، ولی سنت آزاد زیستن و مخالفت با حکومت در قفقاز شمالی، از هر اندیشه ضدحکومتی با آغوش باز استقبال می‌کند.

 زمینه‌هاي اجتماعی حضور داعش در آسياي مركزي

كشورهاي آسياي مركزي به دلايلي چند از زمينه هاي مناسبي براي گسترش افكار تندرو اسلامي برخوردارند. اين كشورها در بسياري از شاخص هاي فرهنگي و فرهنگِ ديني، توسعه مناسبي نيافته اند و به همين دليل مردم به صورت بالقوه گرايش زيادي به انديشه هاي دينيِ وارداتي دارند كه عمدتا از مسير افغانستان و در قالب سلفي گري و تندروي وارد اين منطقه شده است. همچنين وجود دولت هاي سكولاري كه بر اساس روابط قومي بر سر حكومت مانده اند، تنش هاي قومي-طايفه اي را به صورت بالقوه در اين پنج كشور در ميانه گسل هاي اجتماعي-سياسي و اقتصادي آسياي مركزي قرار داده و بحران هاي برآمده از تنش هاي مرتبط با قوميت سياسي موجب شده اين گسل ها بسيار شكننده شده و به صورتی زيانبار درآیند.

البته در اين بین، دولت قزاقستان را به خاطر درصد بالاي جمعيت مسيحي اين كشور و رشد نسبتا قابل قبول آن در مقايسه با چهار كشور ديگر آسياي مركزي بايد استثنا كرد. ولي منطقه دور از پايتخت تركستان و حضور جمعيت هاي مسلمان با رويكرد خاص طريقتي كه از انواع افراط گرايي اسلامي متاثر شده اند، خطر تندروي را به اين كشور نيز سرايت داده است. خطر اصلي در كشورهاي ازبكستان و تاجيكستان (همسايگان افغانستان)  قرار دارد. در تاجيكستان تعداد افرادي كه به داعش پيوسته اند يا با آن ها همنوايي می كنند بيشتر از ساير نقاط است و در ازبكستان نیز، زمينه هاي همنوايي با داعش بالا است. به دليل قدرتمندي دولت در ازبكستان، افراط گرايي و همسويي با داعش در اين كشور قابل كنترل تر است هرچند مرزهاي گسترده ازبكستان با خطر سلفي گري «داعشي» و «غير داعشي» روياروست. تاجيكستان از يكسو با دولتي ضعيف رو به رو است كه به جز مشكلات مربوط به مشروعيت، از اقتصادي ناتوان رنج می برد. انديشه هاي اسلام گرا نيز در اين كشور با سركوب جدي رو به رو شده و با توجه به متن سنتي جامعه، ناآگاهي مردم و نخبگان ديني از تنوع الگوهای ديني در جهان اسلام و قرارداشتن در مسير صدور انديشه هاي تندرو از افغانستان، زمينه براي پذيرش انديشه هاي سلفي و داعشي فراهم است. قرقيزستان به خاطر فقر زيادي كه در اين كشور وجود دارد و فرهنگ نسبتا متفاوتش، در رده بعدي اهداف تندروهاي اسلامي قرار می گيرد. تركمنستان نيز دولت و جامعه اي بسيار سنتي و منزوي دارد كه انگيزه، توان و سودي در حركت بسوي دنياي خارج (اسلامي يا غربي) نمي بينند و بيشتر در چارچوب سنن غليظ تاريخي خود زندگي می‌كنند.

بدين ترتيب در آسياي مركزي كشورهاي ازبكستان، تاجيكستان و قرقيزستان بيش از بقيه در معرض انديشه هاي افراطي ديني قرار داشته و با داعش نيز همنوايي می كنند، ولي تاجيكستان از زمينه هاي مناسب تري براي گسترش انديشه هاي تندرو سلفي برخوردار است و همنوايي بيشتری از سوي مردم اين كشور با داعش ديده می شود، از جمله آن ها می‌توان به تاجيك هايي كه در سوريه حضور دارند، اشاره كرد.

 ظهور اندیشه‌هاي تندروانه در قفقاز و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران

هرچند کشورهای قفقاز شمالی ارتباط مستقیمی با ایران ندارند، ولی ظهور و بروز اندیشه هاي تندرو و افراطی به ویژه از نوع سلفی، وهابی و داعشی آن، می تواند امنیت ملی ایران را تهدید کند. مردم ایران شیعی بوده و در یک دولت دینی زندگی می کنند. اندیشه هاي افراطی به دلیل ماهیت ضدشیعی شان هم دین، فرهنگ و سنن مردم ایران را نمی پذیرد و هم ساختار حکومتی اش را. از سوی دیگر، با عطف به تجربه دهه های اخیر و در جنگي كه ايران با عراق داشت، اين كشور در اقدامی افراط گرایانه، از سلاح كشتارجمعي (شيميايي) عليه ايران استفاده كرد و با وجودي كه اين عمل خلاف كنوانسيون هاي بين‌المللي و حقوق بشر بود، جامعه جهاني واكنشي به اين اقدام عراق نشان نداده، ايران قرباني فضاي بين‌المللي محافظه كار و واقع گرا شد. بنابراين تلاش ایران باید برآن باشد که با شکل دهی به همکاری های راهبردی با همسایگان و دولت های سنی مذهب میانه رو در پیرامون، از گسترش ایده های افراط گرایانه در منطقه جلوگیری به عمل آورد.

http://iras.ir/fa/doc/note/831

پیامدهای عضویت دائم ایران در سازمان شانگهای

پایگاه تحلیلی رصد / اجلاس سازمان همکاری شانگهای پس از پایان جنگ سرد و با هدف همکاری های چند جانبه امنیتی، اقتصادی و فرهنگی تشکیل شد و خود را برای مقابله با گسترش نفوذ سازمان آتلانتیک شمالی (ناتو) در کشورهای شرقی آماده کرد. مدت هاست که همکاری های تجاری و اقتصادی در کنار فعالیت های ضد تروریستی و ضد افراط گرایی به هدف و یکی از محورهای اصلی گفتگوهای اعضای این اجلاس تبدیل شده است. این در حالی است که در سال های گذشته ایران نتوانسته است عضویت دائمی در این سازمان به دست آورد. گفتگوی زیر به بررسی همین موضوع با دکتر سیده مطهری حسینی پرداخته است.

اگر نگاهی به رابطه ایران و سازمان شانگهای داشته باشیم، در چند ماه گذشته تغییری در ارتباط با حضور ایران در شانگهای اتفاق افتاده است؟

به طور کلی از وقتی که بحث مذاکرات و توافق های ایران در زمینه هسته ای مطرح شده است، در همه زمینه های بین المللی و جهانی، در همه رویکردهای بین المللی و جهانی نسبت به ایران تغییر به وجود آمده است. از جمله این موارد در سازمان شانگهای نیز موضوع تغییراتی داشته است. در این سازمان به جز رویکرد جهانی که نسبت به ایران وجود دارد، روسیه هم به دنبال امتیازدهی به ایران است و به نوعی قصد دارد همان بازی را که با ایران داشته است، ادامه دهد. به همین خاطر هم کشورهای منطقه و هم اعضای سازمان شانگهای مانند کشورهای آسیای مرکزی، چین و روسیه در دوران تحریم ایران همکاری های مختلفی را داشته اند و حتی در دوران تحریم رویکرد مثبتی نسبت به ایران داشتند. اکنون با احتمال آزادی از تحریم  تلاش می شود ایران را وارد سازمان شانگهای کنند.

 

ماهیت سازمان شانگهای منوط به این است که کشورهای پاکستان، هند و ایران در سازمان نقش فعال و برجسته ای داشته باشند زیرا این سازمان با اعضای فعلی خود سازمانی منطقه ای و ناقص است

 

روسیه همیشه از برگ ایران استفاده می کند، زمینه را برای این موضوع فراهم کرده است که درهای سازمان شانگهای به روی ایران باز شود. هر چند سازمان شانگهای از همان ابتدا که ایران را به عنوان عضو ناظر پذیرفت، به طور کلی سازمانی بود که نسبت به کشورهای عضو ناظر خود یعنی ایران، افغانستان، هند، مغولستان و پاکستان به طور کلی رویکرد مثبتی داشت.

با توجه به شرایط کنونی و اظهارات آقای لاوروف مبنی بر اینکه همه اعضای سازمان شانگهای با عضویت دائم ایران در این سازمان پس از حصول توافق هسته ای موافق هستند؛ تا چه حدی ممکن است چین و روسیه بپذیرند که ایران عضو دائم شانگهای شود؟

من فکر می کنم درمورد روسیه این قضیه به این که روسیه از برگ ایران چگونه می خواهد استفاده کند مربوط می شود. یعنی مسکو می خواهد از ایران به عنوان برگه ای در بازی هایش در برابر کشورهای غرب و ناتو استفاده کند. این قضیه هم مانند قضیه اس۳۰۰ است. روس ها در اس ۳۰۰ در شرایطی اعلام می کنند که این سامانه دفاع موشکی را می دهیم و در شرایط دیگری می گویند که نمی دهیم.

ماهیت سازمان شانگهای منوط به این است که کشورهای پاکستان، هند و ایران در سازمان نقش فعال و برجسته ای داشته باشند. زیرا سازمان شانگهای با اعضای فعلی خود سازمانی منطقه ای و ناقص است اما در صورتی می تواند سازمانی قدرتمند باشد که بتواند قدرت های منطقه ای آسیای غربی و جنوبی را جذب کند. طبیعتا جای پای این سازمان در خاورمیانه از طریق ایران و تا حدودی دولت افغانستان (در صورت قدرت گرفتن این دولت) محکم تر خواهد شد. بنابراین من فکر می کنم که در مجموع و به خصوص با در نظر گرفتن رویکردهایی که سازمان از ابتدا داشته است، زمینه های مثبتی برای این فکر که چین و روسیه، ایران را به بازی بگیرند وجود دارد. مسئله دیگر این است که روسیه در بسیاری از بازی های بین المللی با ایران همسو است و ایران و روسیه با هم در صحنه جهانی بازی می کنند. یعنی معمولا در اتفاقاتی که در صحنه جهانی می افتد، با هم با یک جنگ مخالف یا با یک رویداد موافق هستند. به همین خاطر در سازمان شانگهای در روسیه تصور بر این است که اگر ایران را به عضویت بپذیرند باز هم می توانند از ایران و سیاست های بین المللی آن برای موضع گیری در صحنه جهانی استفاده کنند.

در وضعیت کنونی اصولا چه نیروهایی در سازمان شانگهای مخالف ورود ایران به این سازمان هستند؟

من فکر می کنم روسیه کشوری نیست که با این موضوع مخالفت کند؛ ولی بعد از روسیه به نظر کشورهای قزاقستان و ازبکستان (از آن جایی که احساس می کنند قدرت منطقه ای هستند،) ممکن است نظر مخالفی نسبت به ورود ایران داشته باشند. چین بیشتر به این موضوع توجه دارد که نظر کلی سازمان های بین المللی چگونه است. یعنی به صورت ذاتی و ماهوی موافق یا مخالف ورود ایران نیست. در صورتی که سازمان به طور کلی نگاه مثبتی نسبت به ایران داشته باشد، فضای بین المللی هم آمادگی پذیرش ایران را داشته باشد، چین هم با این مسئله موافقت می کند. یعنی چین در این مسئله به گونه ای عمل می کند که مقاومت منطقه ای و بین المللی برای پکن به وجود نیاید و از قدرتی مثل ایران در سازمان استفاده کند.

 

عضویت ایران در سازمان شانگهای، زمینه را برای یک سری از دولت هایی فراهم می کند که برای قدرتمند شدن این سازمان لازم است که به آن بپیوندند

 

در شرایط کنونی در صورت عضویت کامل در شانگهای، ایران چه مزایا و امتیازاتی به دست می آورد؟

بیشترین مسئله ای که در سازمان شانگهای وجود دارد این است که اعضای سازمان کشورهایی هستند که روابط اقتصادی زیادی با هم دارند، ولی این روابط اقتصادی را با روابط امنیتی همراه کرده اند. این موضوع برای این کشورها امتیاز مهمی است. کشورهایی مثل ازبکستان، ایران، روسیه و چین کشورهایی هستند که به شدت از موقعیت منطقه ای خود، احساس خطر می کنند. به همین خاطر نمی توانند با کشورهایی که روابط اقتصادی دارند، روابط امنیتی تعریف کنند. به عنوان مثال ازبکستان با همسایگان خود مشکلات جدی دارد و نمی تواند با آن ها روابط امنیتی تعریف کند. ایران نیز ارتباطات زیادی با کشورهای جنوب خلیج فارس دارد، ولی نمی تواند با آن ها روابط امنیتی تعریف کند و با این کشورها در تنش است. مثلا گاهی روابط خوبی با ترکیه دارد و گاهی ندارد.

یکی از مسائل اصلی که در سازمان شانگهای حل شده است، این است که بخشی از راه ابریشم جدید و کشورهایی که درآن حوزه هستند توانسته اند در عین حال که در این مسیر قرار دارند، روابط امنیتی قابل قبولی هم در حوزه شانگهای داشته اند. این اصلی ترین مسئله است، اما این که سازمان شانگهای به یک بدیل تبدیل شود و با رشد سازمان بریکس، سازمان شانگهای، سازمان اس تی او و سازمان بریکس به قدرت های بدیل تبدیل شوند، مسائلی است که در حوزه بین المللی در آینده قابل تأمل هستند و می توان روی آن ها حساب کرد و فرصت های بسیار خوب بین المللی برای کشورهای عضو پدید آورد.

جدا از آن چه فرمودید، عضویت در سازمان شانگهای چه پیامدهایی را برای سازمان دارد؟

عضویت ایران در سازمان شانگهای، زمینه را برای یک سری از دولت هایی فراهم می کند که برای قدرتمند شدن شانگهای لازم است که به این سازمان بپیوندند و برای آن ها زمینه سازی شود. ماهیتا در صورتی که هند و پاکستان به شانگهای بپیوندند، می تواند قدرت ماهوی که برای آن تعریف شده است را به دست آورد. اگر ایران به این سازمان بپیوندد، قالب مثبتی ایجاد خواهد شد که بتوانند از این طریق افغانستان را جذب کنند. مخالف اصلی جذب افغانستان، پاکستان است که در صورت پیوستن ایران ممکن است زمینه ای فراهم شود که پاکستان، اندک اندک با جذب افغانستان موافقت کند و باز هم این موضوع می تواند زمینه ای را فراهم آورد که هند و پاکستان به اعضای اصلی تبدیل شوند. در صورتی که این امور اتفاق افتد، سازمان شانگهای به آن چیزی که پیش بینی شده یعنی سازمان منطقه ای قدرتمند، تبدیل می شود. در این صورت می تواند شعار اصلی خود را که می خواهد در برابر سازمان های غیر منطقه ای قد علم کند را به صورت جدی و هدفمند پیش ببرد.

با توجه به در پیش بودن اجلاس شانگهای، تا چه حدی امکان عضویت دائم ایران در این سازمان را جدی می دانید؟

از نظر من این امر کاملا بستگی به این دارد که توافقات هسته ای تا چه حدی به پیش برود. در صورتی که توافقات به صورت جدی و قطعی به مرحله نهایی برسد، امکان عضویت ایران در سازمان همکاری های شانگهای خیلی زیاد است و در صورتی که توافقات با چالش مواجه شود – که احتمال آن کم است- در آن صورت ممکن است که عضویت ایران را با تردید بررسی کنند. چون احتمال این که توافقات خوب پیش برود، زیاد است؛ بنابراین احتمال عضویت دائم ایران در سازمان زیاد به نظر می رسد.

 

http://www.rasad.org/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%B6%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%A6%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%A7/?print=1

پیامدهای گسترش نفوذ جریان‌های سلفی در آسیای مرکزی


به گزارش خبرگزاری فارس، بنیادگرایی اسلامی و رشد گروه های تروریستی درنمنگان روز به روز جدی تر می شود و لذا جمهوری اسلامی ایران می تواند از طریق همکاری با ازبکستان در راستای کنترل گروه های تروریستی این منطقه، نقش کلیدی در تحولات آسیای مرکزی ایفا نماید.

تاریخچه نفوذ جریان های سلفی و وهابی در کشورهای آسیای مرکزی در دو دهه گذشته

ادامه نوشته

تئوری چهارم سیاست؛ ترکیب دینی کردن اندیشه فلسفی یا نژادگرایی اسلاوی

کتاب «تئوری چهارم سیاست» با زیرعنوان «روسیه و ایده‌های سیاسی قرن بیستم» نوشته الکساندر دوگین فیلسوف روسی به تازگی از سوی مرکز بین المللی مطالعات صلح و با ترجمه مهناز نوروزی به بازار آمده است. این کتاب از آن رو که آخرین نظرات دوگین و نظریه «نواوراسیاگرایی» را طرح کرده، حائز اهمیت فراوانی در حوزه مطالعات روسیه و حتی زمینه مطالعاتی ضد غرب شناسی می‌باشد. این کتاب همچنین به خاطر نگاه ویژه و عموما مثبتی که به ایران و جایگاه نظام جمهوری اسلامی در نظام بین الملل دارد، دارای اهمیت است. افزون بر این، دوگین در تعریف چارچوب نظری خود از نظریه «غربت غربی» شهاب الدین سهروردی بهره برده و عملا یکی از ستون‌های نظری کتاب، آرای سهروردی است که به نظر می‌رسد نویسنده با دقت آنها را خوانده و درک کرده است.

 

ادامه نوشته

انقلاب هاي عربي و تقویت فرایند هویت یابی مسلمانان روسيه

گفتگو با مركز بين المللي مطالعات صلح-ipsc

گفتگو از فرزاد رمضاني بونش

طبق اطلاعات اكثر رهبران مسلمانان، تعداد مسلمانان در روسيه بالغ بر 20 ميليون نفر است. بعضي مفتي‌ها و اسلام‌شناسان حتي از ارقام 25، 35 و حتي 45 ... ميليون نيز سخن گفته اند. جدا از منطقه  اورال بخش شمالی منطقه مسلمان نشین "قفقاز" که به "قفقاز شمالی" معروف و شامل جمهوری های خودمختار جمهوری های خودمختار "چچن"، "داغستان"، "اینگوش"، "آدیغه"، "قره‌چای - چرکس"، "قاباردین - بلغار"، "اوستیای شمالی - آلانیا"، سرزمین "کراسنودار"، و سرزمین "استاوروپول" مسلمان نشين هستند. بیشتیرین مسلمان نشین، جمهوری تاتارستان با حدود 4 میلیون نفر و سپس باشقیرستان با بیش از دو میلیون مسلمان می باشد. در اين حال براي واكاوي رخدادهاي دو ساله جهان اسلام بر اين بخش از جامعه روسيه  گفتگويي با مولف کتاب «مسلمانان روسیه» داشته ايم:

 

ادامه نوشته

مسلمانان روسیه




 
 

چاپ نخست: آذر ماه ۱۳۹۱

شابک:۷ ـ ۱۸۴ ـ ۵۲۶ ـ ۹۶۴ ـ ۹۷۸

قیمت: ۱۰۵۰۰ تومان

 
مسلمانان روسیه

مؤلف: س م حسینی
انتشارات موسسه ابرار معاصر تهران، کتاب تخصصی
کد بازیابی در کتابخانه دیجیتالی دید: 0F52BF6
 
با توجه به حضور جمعیت زیادی از مسلمانان در کشور روسیه، بررسی وضعیت آنان به‌عنوان بزرگ‌ترین اقلیت قومی و دینی فدراسیون روسیه، از اولویت‌های سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است. همچنین، در فضای سیاست بین‌الملل امروز، این مسئله مورد توجه ویژه قرار دارد و روند مطالعات اقوام مسلمان روسیه در مؤسسه‌های پژوهشی و دانشگاه‌های معتبر، هر روز بیش از دیروز در حال قوت گرفتن است. با توجه به نزدیکی جغرافیایی جمهوری اسلامی ایران و روسیه، نزدیکی فرهنگی ایران بزرگ و اقوام مسلمان روسیه، و پیوندهای راهبردی دو کشور، بررسی اوضاع مسلمانان روسیه از اولویت‌های سیاست‌گذاری ایران به شمار می‌آید. کتاب حاضر حاصل پژوهشی است که در قالب رساله دکتری نویسنده در دانشگاه تهران انجام شده است و رویکردی فرهنگی ـ سیاسی دارد. این پژوهش پس از بررسی بیشتر مطالعات انجام‌شده درباره مسلمانان روسیه که نزدیک به 13 درصد جمعیت این فدراسیون را تشکیل می‌دهند، بر روی هویت سیاسی به‌عنوان نقطه محوریِ فرهنگِ سیاسی مسلمانان روسیه تمرکز کرده است. هویت سیاسی از چند رویکرد می‌تواند کانون بحث درباره مسلمانان روسیه به شمار آید. از نظر داخلی، همه مردم فدراسیون روسیه اعم از مسیحی، ارتدوکس، مسلمان، یهودی، بودایی، و... درگیر بحران هویت عمومی که حاصل فروپاشی شوروی و نظام کمونیستی در دهه 1990 میلادی هستند می‌باشند. چنان که امروز، بحث رفتن به راه غرب یا استحصال راهی ویژه روسیه و روس‌ها، از مهم‌ترین مباحث دولت و مردم است. روسیه درگیر بحران‌های تودرتو و ژرف فرهنگی است که عموماً با بحران هویت و هویت‌یابی درآمیخته‌اند. هویت سیاسی از آن رو مهم است که در فضای دولت‌محور و فدرال روسیه، نهادهای دولتی هستند که به ساخت‌های فرهنگی و فرایندهای هویت‌سازی و هویت‌یابی شکل و جهت می‌دهند. مسلمانان روسیه از آنجا که هویت بومی خود را در میراث قومی‌ و دینی ـ فرهنگی خود جست‌وجو می‌کنند، به هویت اسلامی به‌عنوان منبع تغذیه هویت‌های اجتماعی ـ فرهنگی می‌نگرند. هویت سیاسی، روند شکل‌گیری و شکل‌یابی این جریان‌های هویتی است. از این رو، در این کتاب پس از بررسی نظریه‌های هویت و استخراج نظریه هویت سیاسی (فصل دوم)، مسلمانان روسیه در دو بخش روسیه داخلی (مسلمانان بومی روسیه شامل تاتارها و باشقیرها) و مرزهای جنوبی روسیه (اقوام مسلمان غیربومی که روس‌تبار نیستند) مطالعه شده‌اند و ویژگی‌های هویتی، شاخص‌های هویت سیاسی و مصادیق هویتمندی آنان در فصل‌های سوم و چهارم مورد بررسی قرار گرفته است. سپس در فصل پنجم کتاب، ضمن تطبیق نظریه هویت سیاسی با مصادیق و شاخص‌های مطالعه موردی انجام‌شده در فصل‌های سوم و چهارم، مقایسه دو دسته مسلمانان روسیه داخلی و جنوبی (روس‌تباران و غیرروس‌تباران) مورد اهتمام قرار گرفته است. با توجه به برجستگی موضوع کتاب، مطالعه زمینه‌های تدوین راهبردهای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ‌ایران در حوزه روسیه، از اهداف اصلی کتاب بوده است. امید است با بررسی هویت سیاسی به‌عنوان یکی از مقوله‌های فرهنگ سیاسی، این زمینه فراهم آمده باشد.
 

 
 




کتاب اسلام در روسیه

مترجم کتاب «اسلام در روسیه؛ سیاست‌های هویتی و امنیتی»:

توسعه تعاملات فرهنگی و بین‌المللی نیازمند تولید آثار و شناخت بیشتر است

24 دی 1391 ساعت 10:47

خبرنگار : سميرا سرخان زاده

س م حسینی، مترجم کتاب «اسلام در روسیه؛ سیاست‌های هویتی و امنیتی» با اشاره به اطلاعات و آثار بسیار اندک و قدیمی که درباره مسلمانان روسیه و مناطق هم‌مرز ایران در این حوزه وجود دارد، گفت: با شناخت کامل فرهنگ و اقتصاد این منطقه در قالب آثار ترجمه‌ای و تالیفات می‌توانیم زمینه‌های توسعه تعاملات فرهنگی را که در زمان تحریم اهمیت به‌سزایی دارد، فراهم کنیم.-


حسینی، دکترای جامعه‌شناسی سیاسی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، اظهار کرد: با توجه به این که اطلاعات و کتاب‌های موجود در ایران درباره وضعیت مسلمانان روسیه بسیار کم و اغلب مربوط به داده‌های تاریخی بسیار دور است لازم بود اثری در این زمینه تولید شود که علاوه بر انعکاس، واقعیت منافع ملی ایران را هم تضمین کند.

وی افزود: در این حوزه آثاری به زبان‌های گوناگون وجود دارد که از سوی انگلیسی‌ها، آمریکاییان یا اروپایی‌ها پدید آمده است، این آثار در راستای تامین و تضمین منافع این ملیت‌ها تدوین و تولید شده‌اند اما کتاب «اسلام در روسیه؛ سیاست‌های هویتی و امنیتی» به واسطه آن که نویسنده‌ای ایرانی (شیرین تهماسب ـ هانتر) دارد که اکنون از استادان یکی از دانشگاه‌های معروف آمریکاست، کاملا منافع ملی و فرهنگی ایران را تضمین می‌کند.

مترجم و ویراستار فنی این کتاب اظهار کرد: نویسنده اصلی این اثر که کتابش را با حمایت مالی یکی از موسسه‌های آمریکایی و با همیاری تعدادی از دانشجویانش نوشته است، می‌کوشد وضعیت مسلمانان روسیه را در طول تاریخ این کشور ارزیابی کند و با بیان نحوه ورود اسلام به این سرزمین، فعالیت سیاسی مسلمانان، اماکن مقدس آنان، روحانیون برجسته مسلمانان این منطقه و تاثیرات هویتی آن‌ها را بازگو کند.

وی عمده‌ترین بحث این اثر ترجمه‌ای را بررسی تاثیر هویتی اسلام بر روسیه در گذشته و اکنون دانست و اظهار کرد: ما نیاز داشتیم بدانیم کشور روسیه با مسلمانان خود چه برخوردی می‌کند و ارتباط این کشور با سایر کشورهای مسلمان چگونه است؟ این کتاب ضمن پاسخگویی به این سوالات اطلاعات مناسبی را در حوزه شناخت این منطقه و ساکنان مسلمان آن ارایه می‌کند، اطلاعاتی که می‌توانند زمینه‌های پژوهش‌های آینده را در حوزه ترجمه و تالیف فراهم سازند.

عضو ه ع پژوهشگاه ع.ا.م.ا.ج.د. درباره اهمیت انتخاب این اثر برای ترجمه گفت: «شیرین هانتر» که نام خانوادگی خود را به واسطه همسرش برگزیده است، رویکردهای ایرانی‌گرایی دارد که در ضمن خط مشی پژوهشی ‌او به خوبی هویداست. او سیاست‌های خارجی روسیه را به‌گونه‌ای بیان کرده است که منافع ملی ایران تضمین شود، از این جهت این کتاب اثر پژوهشی خوب و مفیدی به شمار می‌آید.

حسینی در پاسخ به این سوال که ترجمه چنین آثاری چه ضرورتی دارد؟ گفت: از شمال ایران تا قطب شمال را حوزه وسیع و نسبتا یکپارچه‌ای تشکیل می‌دهد که ساکنان آن دارای ویژگی‌های تقریبا مشترکی‌اند. ساکنان مرزهای جنوبی و شرقی روسیه همه مسلمان‌اند و به زبان ترکی سخن می‌گویند و همه‌شان تحت تاثیر فرهنگ روسیه‌اند در حالی که ما در آثار و مکتوبات‌مان اطلاعات بسیار اندکی در این زمینه داریم و به درستی جمعیت منطقه قفقاز را نمی‌شناسیم، تنها اطلاعات ما مربوط به کتاب‌های قدیمی است و فقط می‌دانیم که این منطقه چند قرن پیش متعلق به ایران بوده است!
وی ادامه داد: با توجه به این که این حوزه از ابعاد گوناگون برای کشور ما حوزه خوبی به شمار می‌آید، اطلاعات اندکی در این‌باره داریم. همچنین یافتن کتاب خوبی در این زمینه که متناسب با منافع ملی ما نوشته شده باشد، بسیار دشوار بود. با توجه به این مسایل آگاهی از ویژگی‌های ساکنان این منطقه هم مرز با ایران اهمیت به سزایی دارد که در قالب تحقیقات و آثار میسر می‌شود.

این دکترای جامعه‌شناسی سیاسی با اشاره به زمینه‌های پژوهشی که کتاب «اسلام در روسیه؛ سیاست‌های هویتی و امنیتی» فراهم می‌کند، بیان کرد: این کتاب پیش زمینه‌ای برای تالیف کتاب «مسلمانان روسیه» را برایم فراهم کرد. در آن اثر به موضوعاتی پرداختم که در نوشتار حاضر کمتر به آن‌ها توجه شده است. وقتی اطلاعات اندکی درباره مسلمانان روسیه داریم این کتاب به واسطه داده‌های پیمایشی‌اش زمینه شناخت را در حوزه‌های گوناگون فرهنگی، امنیتی، هویتی و اقتصادی فراهم می‌کند و می‌تواند مشوقی برای تولید کتاب‌های متعددی باشد که اکنون در مراکز تحقیقاتی و آموزشی به آن‌ها نیازمندیم.

وی درباره اولویت‌های آثار تالیفی یا ترجمه‌ای در شناخت کشورهای همجوار اظهار کرد: اکنون تاکید بسیاری بر تالیف آثار می‌شود در حالی که در برخی از زمینه‌ها آثار بسیار خوبی نوشته شده است که می‌توانیم بدون سرمایه‌گذاری‌های فراوان از نتایج پژوهشی سایر محققان بهره‌مند شویم و پس از شناسایی و ترجمه این کتاب‌ها به شناخت مغفولات این حوزه بپردازیم و در صورت لزوم به سراغ تالیف برویم.

حسینی معتقد است که ترجمه آثار می‌تواند دریچه‌های وسیعتری را در حوزه پژوهش به روی محققان بگشاید و در این راه نباید از آثار ارزشمند غافل شد.

مترجم این کتاب معتقد در ادامه گفت: از آن‌جایی که روسیه به ویژه منطقه هم مرز ایران که اغلب ساکنان آن مسلمان‌اند حوزه اساسی منافع ملی ایران به شمار می‌آید که از نظر سیاسی و امنیتی اهمیتی به‌سزایی دارد، برای شناسایی ظرفیت‌ها و امکانات متعدد آن نیازمند تحقیقات، ترجمه و تالیف آثار گوناگونیم.

وی با اشاره به بخشی از محتوای کتاب «اسلام در روسیه؛ سیاست‌های هویتی و امنیتی» گفت: اکنون مسلمانان این منطقه نگاه خیلی خوبی به ایران دارند. آن‌ها علاوه بر این که به مطالعه آثار شاعران پارسی‌زبان مانند مولوی، حافظ و سعدی علاقه بسیاری دارند و ترجمه‌های متعددی از آثار فارسی در بازار کتاب‌های داغستان به چشم می‌خورد، نسبت به کالاهای ایرانی نیز نظر بسیار مثبتی دارند، اولویت‌های خریداری کالا برای آن‌ها ابتدای فرانسوی‌بودن و سپس ایرانی‌بودن است. فرصتی که در راستای توسعه اقتصادی و فرهنگی ایران می‌توانیم استفاده‌های خوبی از آن داشته باشیم به ویژه در شرایط تحریم‌های اقتصادی که اکنون با آن دست و پنجه نرم می‌کنیم.

محقق حوزه جامعه‌شناسی سیاسی یکی از نکات مهم این کتاب را بیان این مطلب دانست که مسلمانان شیعه و سنی روسیه با یکدیگر کاملا همسو هستند و تفاوت یا مواجهه‌ای در رفتارهای آن‌ها با یکدیگر دیده نمی‌‌شود، مساله‌ای که برای ما اهمیت به سزایی دارد و می‌توانیم در برنامه‌ریزی‌های فرهنگی و روابط بین‌الملل از آن منتفع شویم.

وی اهمیت این اثر را در ارایه شناختی از وضعیت کنونی مسلمانان روسیه یاد کرد که داده‌های خوب و ارزشمندی را ارایه می‌دهد.

کتاب «اسلام در روسیه؛ سیاست‌های هویتی و امنیتی» اثری از «شیرین هانتر» است که با همکاری «جفری تامس» و «الکساندر ملیکیشویلی» نوشته شده است. این اثر را الهه کولایی از استادان جامعه‌شناسی سیاسی، س م حسینی و اسما معینی به زبان فارسی برگردان کرده‌اند. این اثر در 11 فصل نتایج رویارویی روسیه با اسلام را می‌کاود.

نخستین چاپ کتاب «اسلام در روسیه؛ سیاست‌های هویتی و امنیتی» را نشر نی با شمارگان یک‌هزار نسخه در 871 صفحه و به بهای 22 هزار تومان در سال جاری منتشر کرده است.


کد مطلب: 158623

آدرس مطلب: http://www.ibna.ir/vdcci4qs12bqpe8.ala2.html

خبرگزاری کتاب ايران (IBNA)
http://www.ibna.ir

Political Identity of Dagestanis

This article is studying Political Identity of Dagestani people in the North Caucasus. At the first I have defined a true theory of political identity which is compatible with Dagestanis. This theory defines political identity in two aspects: grounded aspect which is geography and history and the social-environmental aspect which includes culture (especially religion, costumes and ethnicity), modernity and economics. I have discussed any of these factors on Dagestan republic. Then I have seen Dagestani political identity as non-modern, costumed (under “Adet”s) and ethnics.


ادامه نوشته

تقابل نهادین در جامعه مسلمانان روسیه و بهره گیری مسکو-کرملین از آن

پژوهش حاضر موقعیت مسلمانان روسیه را در دو سطح روابط مسلمانان با یکدیگر و روابط مسلمانان و کلیسا بررسی می‌کند. در این مقاله، رقابت‌ها و هماوردی‌هایی که میان رهبران مسلمان و سازمان‌های اسلامی فدراسیون روسیه وجود دارد، تشریح شده و چگونگی بهره‌گیری دولت روسیه از این هماوردی‌ها نیز مورد اشاره قرار گرفته است. همچنین سازمان اداری- دینی رهبری مسلمانان روسیه نیز بررسی شده است. رقابت میان سازمان‌های اسلامی و کلیسای روسیه نیز به عنوان دومین هماورد اسلام و مسلمانان (در کنار دولت) موضوع دیگری است که در این مقاله مورد بحث قرار می‌گیرد. فرضیه مقاله این است که ویژگی اصلی اسلام در روسیه، تقابل نهادین میان رهبران و سازمان‌های مرکزی مسلمانان روسیه با یکدیگر از یک سو و میان همین رهبران و سازمان‌ها با کلیسای ارتدوکس (با پشتیبانی دولت روسیه) از سوی دیگر است. دولت مرکزی (مسکو- کرملین) با هدف پایش مسلمانان و جلوگیری از نیرومند شدن آنان از تقابل نهادین میان رهبران برجسته و سازمان‌های مرکزی مسلمانان روسیه بهره برداری می‌کند.

 

ادامه نوشته

Russia related websites



ادامه نوشته